تبليغاتX
احترام آزادی - زبان، ظرف اندیشه، ناصر فکوهی
 
به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی
 
گزارش یک نشست؛ فرهنگ و نظریه اجتماعی، بنیاد باران، حمید رضایی

زبان، ظرف اندیشه

ناصر فکوهی

ششمین نشست همایش «کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» با عنوان «فرهنگ و نظریه اجتماعی» برگذار شد و در آن ناصر فکوهی، سارا شریعتی و نعمت‌الله فاضلی عقاید خود را بیان کردند. 

ناصر فکوهی،با موضوع "ژئوپولیتیک سرزمینیت و زبان و چالش‌های نظریه اجتماعی در ایران" در این نشست به سخنرانی پرداخت.
او در ابتدا گفت: "علت این که ما می خواهیم این بحث را در جامعه ایران مورد مطالعه قرار بدهیم، این است که جامعه ایران در دنیا زیر ذره بین است. بعضی جوامع الان در دنیا این موقعیت را دارند و یکی از مولفه‌های شناخت آنها هم این است که ببینیم چه کشورهایی الان در دنیا تیتر یک روزنامه ها هستند. معمولا در دنیا در مورد کشورهایی که مساله ندارند، ‌صحبت نمی شود. به هر ترتیب چون ایران موقعیت خاصی دارد، شرایط تولید علم هم در آن بسیار مهم است".
عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان این که این موضوع را باید به شکل یک فرمول در آورد، گفت: " باید پرسید که در دنیای امروز، چه کسی در چه مکانی حق دارد یا وظیفه دارد درباره چه چیزی یا چه کسی و برای چه زبانی تحقیق کند و این تحقیق که انجام شد، در چه شرایطی از لحاظ موثر بودن یا نبودن و به چه زبانی در چه رسانه‌ای می تواند توزیع شود. در واقع بحث این است که چطور علم و شناخت تولید می شود و چطور توزیع می شود. حالا چرا این مساله در مورد جامعه ایران اهمیت دارد؟ به دلیل این که جامعه ایران در شرایط پساانقلابی است. یک انقلاب را پشت سر گذاشته و مثل همه جوامعی که در موقعیت پساانقلابی هستند، شاید سالیان سال طول بکشد که بتواند به یک موقعیت متعارف از لحاظ نهادها و روابط اجتماعی برسد".

وی به انتخابات آتی آمریکا اشاره کرد و ادامه داد:" اتفاقی که در چند روز آینده خواهد افتاد به احتمال قوی، ‌این است که برای اولین بار یک کاندیدای سیاه پوست در آمریکا به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح می شود که این در واقع نه تنها به سرنوشت جامعه آمریکا به عنوان یک امپراطوری برمی‌گردد، بلکه به سرنوشت جهان هم برمی‌گردد، چون این امپراطوری، سرنوشت جهان را به سرنوشت خودش گره زده‌است و طبعا دارای پیامدهای بسیاری است".

فکوهی گفت « :ما می توانیم از این نتیجه بگذریم که شعار «جامعه علم محور» واقعیت ندارد. جوامع انسانی امروز جوامعی هستند که بیشتر از هر زمانی در طول تاریخ، قدرت محورند، نه علم محور. علم در شرایط مشخص قدرت، تولید و توزیع می شود. جامعه علم محور، جامعه‌ای است که دو اعتقاد دارد. یک نفی سرزمینیت و دوم نفی زبان و رسیدن به زبان واحد. بحث من این است که هیچ کدام از این دو اعتقاد درست نیست و برعکس، پیش بینی من این است که جامعه شبکه‌ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، دو امر کاملا متفاوت را مجبور است با هم سازش بدهد. از یک طرف جهانی شدن را به مثابه شبکه ای شدن و از طرف دیگر جماعتی شدن و تمرکز پیدا کردن هویت های خیلی کوچک را. امروز یک جنگ واقعی وجود دارد در این مورد که چه کسی به چه زبانی تئوری می‌دهد. اگر کسی بخواهد در دنیا مطرح بشود، بهتر این است که تئوری پردازی باشد که در یک کشور انگلیسی زبان به دنیا آمده باشد و تسلط کامل به زبان انگلیسی داشته باشد. »
او با بیان این که با توجه به تئوری‌های جدیدی زبان شناسی، ما می دانیم که زبان، فقط زبان نیست، بلکه ظرف اندیشه است، اظهار عقیده کرد: « کسی که به زبان دیگری صحبت می‌کند، حرف دیگری را می فهمد. در چنین شرایطی ما می‌بینیم که در سیستم کشور ما، آشفتگی وجود دارد! چون علیه عوامل بیرونی شعار می‌دهد، ولی از طرف دیگر وقتی می خواهد آدم‌های خودش را انتخاب کند، از همان ها کمک می‌گیرد. این همان داستان قدیمی ISI است، یعنی ما مقالاتی را که به زبان خودمان نوشته شده خوب نمی دانیم و مقالاتی را که به زبان دیگران نوشته می شود علمی می‌دانیم! استاد ما اعتبارش را باید از زبان بیگانه‌ای بگیرد که ما در شعارهایمان، مردم صاحب آن زبان را به مرگ محکوم می‌کنیم. در نهایت به نظر من چیزی به عنوان جامعه علمی جهانی وجود ندارد. ما صرفا حوزه‌های قدرت داریم که داخل شبکه حرکت می کنند و عمدتا بر اساس قدرت حرکت می کنند. ابزار علم، امروز بیش از هر زمان دیگری در دست قدرت است و به نظر من مساله را باید در این جا جستجو کرد. »
فکوهی در پاسخ به برخی انتقادات به عدم پیشرفت علوم اجتماعی در ایران، گفت: « کسی می گفت ما چندین سال است که در علوم اجتماعی ایران در جا می زنیم. بله! این چندین سال، ‌سی سال است، در مقابل سابقه ۲۰۰ ساله علوم اجتماعی آمریکا و انگلیس و فرانسه. ما نباید دچار توهم شویم که این فاصله، چند روزه پر شود. برای پر کردن این فاصله راهکارهایی البته هست. ۸۰ درصد ادبیات علوم اجتماعی در سه کشور تولید شده است. بخش زیادی از این علم نه تنها در دست غرب است، بلکه در دست بخش خاصی از غرب است. در ایتالیا علوم اجتماعی تولید نشده‌است، بلکه اساس این علم در فرانسه، انگلستان و آمریکا شکل گرفته و آن را بسط داده اند. دیگر این که وقتی حرفی زده می‌شود، بسته به این که به چه زبانی و در چه جایی زده شود، تاثیرگذاریش متفاوت است. مجمعی که الان در ایران و به زبان فارسی برگذار شده است، مطمئنا تاثیر یک همایش به زبان انگلیسی در یک کشور اروپایی را ندارد. ضمن این که من فکر می کنم بیشتر از جامعه‌شناسان، و دانشمندان علوم دقیقه از غرب الگوبرداری می کنند. در علوم مهندسی و اقتصاد، متاسفانه همه الگوهای ما از آمریکا برداشت شده است. حتی اقتصاددانان ما با هم مسابقه دارند که از الگوی نئولیبرال آمریکایی که آن را تحت عنوان لیبرال مطرح می کنند، ‌دفاع کنند، در حالی که این الگو به شکست مطلق منجر شده‌است. البته همه آنها می دانند که بین الگوی لیبرال و نئو لیبرال تفاوت وجود دارد، اما تعمدا مرز این دو را زیر پا می گذارند. »
وی افزود: «‌من فکر می کنم پیشرفت‌های کنونی علوم اجتماعی در ایران را باید قدر دانست و همین که توانسته‌ایم این علم را نگه داریم خیلی مهم است. این یک واقعیت است که هیچ قدرتی نه از جامعه‌شناسی خوشش می‌آید، نه از جامعه‌شناسان. به دلیل این که جامعه‌شناسان ذاتا با قدرت مخالف اند و به همین جهت، قدرت تا وقتی از جامعه‌شناسی دفاع می‌کند که بتواند از او به عنوان یک ویترین استفاده کند یا این که در جهت اهداف خودش از آن بهره ببرد » .
فکوهی با بیان این اعتقاد که «علم وطن ندارد»، ادامه داد: "من معتقدم که علم مثل همه پدیده‌های اجتماعی وابسته به شرایط اجتماعی تولید خود است. یعنی نه تنها زبان دارد و در مختصات سیاسی و اجتماعی فعالیت می کند، بلکه به تیپی که تولیدش می‌کند هم وابسته است، بنابراین در سیستم علم، کاملا می توان قدرت را نشان داد. البته خود حوزه علم هم یک قدرت است و رقابت بین افراد علمی، خودش یک موضوع قدرت است".
او در پایان سخنانش در این نشست، گفت: " من معتقدم امروز در کشور ما زبان باید در سه وجه زبان رسمی، زبان محلی و زبان بین المللی مورد توجه قرار بگیرد. باید در دانشگاه ها یک کار اساسی برای آموزش زبان انگلیسی انجام شود. راهش هم این است که باید در بعضی کلاس ها به زبان انگلیسی تدریس شود. همچنان باید بدانیم که دوران یکپارچگی فرهنگی به سر آمده است. دیگر هیچ جامعه‌ای در هیچ جای دنیا یک‌دست نیست. مردمان مختلف با سبک های زندگی و زبان های مختلف باید با هم زندگی کنند و راهی جز این نیست. تنها آلترناتیو این موضوع، خشونت مطلق است. تنها آلترناتیو در مقابل مدیریت تفاوت، تخریب تفاوت است. ما باید بفهمیم که آدمیان شبیه هم نیستند. البته قدرت می خواهد یکپارچگی ایجاد کند، اما ما باید تفاوت را مدیریت کنیم و با تفاوت، زندگی کنیم ."

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 21:25  توسط پرویز داورپناه  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM