تبليغاتX
احترام آزادی
 
به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی
 

  خطای نوروزی صدا و سیما

تحویل غریبانه سال ۱۳۸۸

 

 جعفر محمدی

  "آشتی کنان" با آنان که گسسته اند

  لحظه تحویل سال، برای ایرانیان، لحظه ای به یاد ماندنی است و از این رو، ایرانی ها، از قدیم الایام در این لحظه زیبا، که سال کهنه به تاریخ می پیوندد و سال نو آغاز می شود، بهترین لباس هایشان را می پوشند، و بر سر سفره های هفت سین می نشینند.
لحظه تحویل سال، در سنت ایرانی، لحظه ای است که در آن نباید کینه و کدورت راه یابد و ازاین رو، بسیاری، قبل از نو شدن سال، با آنان که گسسته اند، "آشتی کنان" به پا می دارند و با لبخند و مهربانی بر سر هفت سین می نشینند زیرا بر این باورند که لحظه تحویل را به هر حالی که باشند، تا آخر سال نیز همان حال، غالب خواهد بود.

کوچکترها، بعد از لحظه تحویل سال، به دست بوس بزرگترها می روند و پدرها و مادرها و پدربزرگ ها و مادر بزرگها، عیدی های آنان را نگه می دارند تا سال، تحویل شود و آنگاه عیدی دهند و شادی را به کوچکترها هدیه کنند.
صدا و سیما نیز همواره در شکل حداقلی خود با این آیین ها همراه بوده و همه ما به خاطر داریم که هر ساله، تلویزیون ( و پیشترها رادیو ) همراه همیشگی ایرانیان در لحظه تحویل سال بوده است به گونه ای که ازچند دقیقه مانده به تحویل سال، اعلام می شد که  مثلاً ۵ دقیقه مانده به تحویل و دقیقه مانده و ... و یادش به خیر که چقدر با هیجان و گاه هول هولکی، خودمان را آماده تحویل سال می کردیم تا مبادا آن لحظه برسد و ما هنوز لباس نوهایمان را نپوشیده باشیم یا موهایمان را شانه نزده باشیم و ... تا آن که صدای تیک تیک عقربه ثانیه شمار از یک دقیقه مانده به تحویل پخش می شد و در نهایت، صدای توپ تحویل سال پخش می شد و موسیقی تحویل سال و دعای "یا مقلب القلوب..." و به این ترتیب، سال را با چه حلاوتی با تلویزیون تحویل می کردیم.

امسال اما، از این حال و هواها در رسانه ملی خبری نبود و خیلی از ایرانی ها، متوجه نشدند که سال، کی تحویل شد و توپ تحویل را کی "در کردند" و ... انگار نه انگار که سالی رفت و سالی آمد.

آیین تحویل سال در رسانه ملی، امسال، اصلاً ملی نبود و این در حالی است که نوروز، تقریباً تنها یادگار بازمانده ایرانیان از میان آیین های کهن ملی است و صد البته ارج نهادنش نیز یک وظیفه ملی است.

صدا و سیما نیز، بهتر است خطای نوروزی خود را اصلاح کند و به جای بی توجهی به توجهات ملی ایرانیان، با آنان همراهی کند و همچنان نوروز و تحویل سال را گرامی بدارد و به آیین های ایرانی احترام بگذارد و الا عنوان "رسانه ملی" هرگز شایسته رسانه ای نخواهد بود که به آیین های ملی بی احترامی می کند.

 

عید درغریبستان!

بلبلی زار زار می نالید // در فراق بهار وقت خزان

گفتم اندُه مبر که بازآید // روز نوروز و لاله و ریحان

گفت ترسم بقا وفا نکند // ورنه هر سال گل دمد بستان

روز بسیار و عید خواهد بود // تیرماه و بهار و تابستان

تا که در منزل حیات بود // سال دیگر که در غریبستان

(مصلح الدین سعدی شیرازی)

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تبریک نوروزی عباس امیر انتظام

 

  احترام آزادی فرارسیدن نوروز باستانی و سال نو را

به همهً هموطنان گرامی شادباش می گوید

نوروزتان خجسته باد 

*****

توقیف فیلم «درباره الی» به دلایل نامعلوم!

قبل از اکران نوروزی

  گلشیفته فراهانی

اطلاعات رسیده حکایت از آن دارد که علی‏رغم صدور پروانه نمایش فیلم «درباره الی»، این فیلم با مخالفت معاونت سینمایی وزیر ارشاد از اکران نوروزی بازماند.

بنابراین گزارش به دنبال صدور پروانه نمایش، شورای صنفی نیز در جلسه روز گذشته که برای اکران نوروزی سینماها تشکیل شده بود، این فیلم را در لیست اکرانی ها قرار داد، با این حال این معاونت به دلایل نامعلومی اجازه اکران به این فیلم را نداده و مقرر شد از پنج فیلم نوروزی تنها چهار فیلم بر روی پرده سینماها برود.

این فیلم، که به دلیل بازی «گلشیفته فراهانی» از حضور در بخش مسابقات جشنواره فیلم فجر بازمانده بود با دستور صریح احمدی نژاد وارد جشنواره شد.

گفتنی است، فیلم «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی در جشنواره فیلم فجر توانست جایزه بهترین کارگردانی و سمیرغ بلورین تماشاگران را کسب و همچنین جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم «برلین» را از آن خود کند.

 

باراک اوباما

"عید شما مبارک"

"عید شما مبارک" پیام نوروزی پرزیدنت اوباما،اینجا کلیک کنید 

 پيام نوروزی پرزيدنت اوباما به ایرانیان

امروز می‌خواهم بهترین آرزوهای خود را به همه‌ی کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می‌گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژه‌ی سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.
من بویژه می‌خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 11:43  توسط پرویز داورپناه  | 

 فرخنده باد ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران  

 این تمبر به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت ایران
 در سال ۱۳۳۱ شمسی چاپ شده است.

قانون ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر محمد مصدق پیشنهاد و با امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه شد و تصویب گردید.
متن پیشنهاد تصویب شده:
 
به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.
مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد.

از نکات ویژه این تمبر این است که در سمت چپ تمبر در ناحیه خوزستان(آبادان) سقوط پرچم انگلیس و اهتزاز پرچم ملی ایران دیده میشود. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

مسیح علی نژاد

مرده شور این عید را ببرد

 

  جناب شاهرودی! مرده شور این عید را ببرد؛

خب یادم هست وقتی مجتبی گلو می‌درید که آی دوستان یک وبلاگ‌نویس دارد در زندان می‌میرد، چرا کسی در وبلاگستان کاری نمی‌کند، چرا کسی بیانیه امضا نمی‌کند، چرا فقط برای آنان که نام و نشان دارند سینه چاک می‌کنیم، من هم می‌دیدم و می‌خواندم و هیچ نکردم. لابد با خودم می‌گفتم برای عشا مومنی، حسین درخشان و باقی معروف‌ها که این همه سینه دری ها می‌شود از همه جا بیانیه و اعلامیه امضا می‌شود، مگر کسی در قوه قضاییه، کک‌اش می‌گزد که حالا دست به‌کار شویم و برای دیگران هم های و هوار راه بیاندازیم؟

 اما حالا که به همین سادگی امیدرضا میرصیافی در زندان مرد و جنازه لاغر و بی‌جان‌اش، مانده روی دست مادرش، تازه دستم آمد که چه بی‌غیرت‌ام. راست می‌گویی برادر، امشب به اندازه یک قرن بغض دارم و حال من هم خراب است از حال خراب خانواده‌ای که  شب عیدی، به جای سبزه و سنبل باید برود جنازه از اوین تحویل بگیرد.

امید رضا میر صیافی در زندان جان باخت  

 الان جنازه مرده امیدرضا هزار خاطرخواه پیدا می‌کند و هزار مرد بالای سرش زار می‌زنند ولی موقعی که او زنده بود و زار می‌زد ما همه مرده بودیم. من یکی که شرم می‌کنم به همین عکس بی‌روح و جانش نگاه کنم. از او فرشته و بی‌گناه و اسطوره نمی‌سازم او یک آدم معمولی مثل هزاران آدم دیگر بود که در ایران با همین ادبیات و تفکر دارند زندگی می‌کنند. این را می‌گویم چون می‌دانم اگر قرار شد فردا روزنامه‌ای در دفاع از او چند خطی بنویسد، هزار مدعی و صاحب نظر در همین تحریریه‌های ما پیدا می‌شود که می‌گویند “نمی‌توان از کسی  دفاع کرد که قانون را رعایت نکرد، با وقیح‌ترین ادبیات، مقامات یک کشور را در وبلاگش مورد توهین قرار داد. خوب بالاخره باید می‌دانست که باید خط قرمزها را رعایت کند و…” یادم هست که وقتی اکبر محمدی هم به همین آسانی مرد هم دوستان روشنفکر ما همین ها را می‌گفتند و حتی وقتی خبر سرطان آرش سیگارچی به تحریریه رسید هم خیلی ها فکر می‌کردند قصه می‌بافد برای معروف شدن بیشتر تا آنکه بالاخره صورت نزار او را زیر تیغ جراحی دیدند و باورشان شد که سرطان حقیقت دارد اما باورشان نشد که دفاع از او حتی اگر گناهکار مطلق هم باشد حقیقت دارد و  باید طلبکار بود در دفاع از حقوق انسان فارغ از گناه یا جرم او. ما خودمان می‌نشینم سبک و سنگین می‌کینم، دو دو تا چهارتا می‌کنیم و بعد می‌گوییم دفاع از فلانی ممکن است موقعیت ما را به خطر اندازد یا دفاع از آن یکی به مصلحت نیست . کدام مصلحت؟

 بی‌شک روزی هزاران نفر در هزار گوشه ممکن است بمیرند اما از این مرگ‌ها بوی تعفن بی‌مسولیتی می‌آید، بوی  بی‌غیرتی ما می‌آید، حالا مرده شور این عید را با هر نامی که قرار است بر این سال بگذارند ببرد. مرده شور این عید را ببرد که  قرار است بنشینم پای سفره تا دیگران  فخر عدالت و پیشرفت و شکوفایی را بر ما بفروشند. شرط می‌بندم که بعد از عید نام این وبلاگ‌نویس هم فراموش می‌شود و کسی از ما آرامش جناب شاهرودی را با یک پرسش ساده در هیچ روزنامه‌ای نمی‌پریشد چون امیدرضا به مقامات توهین کرده بود و ما جرائت دفاع از او را در روزنامه‌ها مان نداریم. همین. به همین راحتی. پس مثل همیشه تنها جایی که می‌شود کمی داد زد تا از عذاب وجدان خود شاید کم کنیم باز همین وبلاگ‌های فیلتر شده است.

پس من به سهم خودم به رئیس قوه قضاییه کشورم عیدی که با مرگ یک وبلاگ نویس آغاز شده است را در همین وبلاگ تبریک می‌گویم:

 مرده شور این عید را ببرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

خانواده های دانشجویان زندانی در پشت درهای زندان اوین

 

خبرنامه امیرکبیر: خانواده های ۹ دانشجوی زندانی پلی تکنیک طبق قرار قبلی که به آنها اعلام شده بود از ساعت ۸ صبح امروز ( ۲۸ اسفند) برای ملاقات فرزندانشان به زندان اوین مراجعه کردند، اما با پاسخ های مبهم مسئولین مواجه شدند.

در ابتدا مسئولین زندان اوین به آنها اعلام کردند که دستوری مبنی بر اجازه ملاقات دانشجویان به آنها صادر نشده است. پس از آن مسئولین زندان اعلام کردند که فقط به خانواده های ۴ نفر از دانشجویان بازداشت شده اجازه ملاقات خواهند داد و به خانواد های ۵ نفر دیگر گفته شد که به آنها اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نخواهد شد. همین مساله باعث وخیم تر شدن حال روحی برخی از خانواد ها شد که امید داشتند تا پیش از سال نو بتوانند با فرزندانشان ملاقات کنند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر از صبح امروز خانواده های دانشجویان دربند بارها از یک درب زندان اوین به درب دیگر فرستاده شدند و هر بار نیز به نوعی به آنها جواب مبهم داده شده و آن ها را به شخص یا مکان دیگری ارجاع دادند.

 پس از دریافت پاسخ های متناقض از مسئولین زندان، خانواده ها با حضور در سالن انتظار زندان اوین تصمیم گرفتند که تا پایان زمان اداری در این سالن منتظر اجازه ملاقات بمانند.

 اما پس از آنکه به خانواده هیچ یک از دانشجویان دربند اجازه ملاقات فرزندانشان داده نشد، مسئولین، خانواده های دانشجویان زندانی را در ساعت ۲:۳۰ از زندان اوین بیرون کردند.

 پس از آن تا لحظه ارسال این خبر یعنی تا ساعت ۶ بعد از ظهر، خانواده های دانشجویان در پشت زندان اوین همچنان منتظر دیدار فرزندانشان هستند.

 در حالیکه با توجه با نامشخص بودن وضعیت دانشجویان بازداشت شده و انتشار اخباری مبنی بر نگرانی از وضعیت سلامت آنان، خانواده های این دانشجویان امیدوار بودند تا پیش از نوروز حداقل  یک بار با فرزندانشان ملاقات نمایند. اما برخوردهای نامناسب مسئولین زندان اوین و عدم اجازه ملاقات باعث شده است، این خانواده ها با وضعیت روحی نامناسبی در پشت زندان به انتظار بنشینند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   فرهاد عرفانی

ما با هر بهار، از نو، زاده می شویم!

درهِ چنار، اراک

نوروز که مي‌رسد، احساس عجيبي در من به حرکت در مي‌آيد، سرم را بالا مي‌گيرم و استوار گام مي‌زنم! احساس مي‌کنم ايراني‌ام و چنان لذتي از اين احساس مي‌برم که نگو و نپرس!

با خود مي‌گويم، اگر هزار بار ديگر از نو متولد شوم، آرزو مي‌کنم ايراني باشم. اگر خاکم، خاک ايران باشم. اگر سبزه‌ام، سبزه بردميده در باغ ايراني باشم، اگر آبم و آتش و گر باد، از اين سرزمين بجوشم و در اين سرزمين بخروشم و هم بدين سرزمين بسوزم و روشني بخشم، اما چرا؟ چرا اين احساس در من و شايد و قطعا در بسياري از هموطنانم، با آغاز بهار، به غليان درمي‌آيد؟ راز اين جوش و خروش دروني در چيست؟ و پرسش بزرگتر، چرا هر چه بيشتر مي‌خوانم و بيشتر مي‌دانم و بيشتر تجربه مي‌کنم، اين احساس در من فزوني مي‌گيرد و قدرتمندتر مي‌شود؟


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:22  توسط پرویز داورپناه  | 
   پرویز داورپناه

 منیر طه، شاعر، نویسنده و اولین زن ترانه سرای ایران

و زنی مشخص در تاریخ نهضت ملی و پویندۀ راه مصدق

 بزرگ احمد آباد، خیالت آسوده باد 

 به سال و ماه و روزت، نرفته هیچی از یاد

منیر طه: از قطعۀ عزیز سرزمینم، تولدت مبارک

   ازمنیر طه خواستم شرح حالش را برایم بنویسد، آب پاکی روی دستم ریخت و گفت:

   شرح حال نويسي را دوست ندارم. به شرح و احوال خود پرداختن آسان نيست هميشه در مي‌مانم كه چه بنويسم، تازه آنچه هم كه بنويسم باز من نيست.

ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  نوشیروان کیهانی زاده

روزی که ایران، دو فدایی خود،

 کوروش بزرگ و دکتر مصدق را از دست داد


 

امسال، چهاردهم اسفندماه (سالروز درگذشت دکتر مصدق) مصادف شده است با چهارم مارس (سالروز درگذشت کوروش بزرگ) ـ دو تن از بزرگان ایران و دو فدایی وطن.

مورخان معروف جهان دكتر مصدق را احياء گر ناسيوناليسم ايراني خوانده و نوشته اند كه به همين دليل، وي حاضر به سازش با بيگانگان بر سر منافع ايران نبود. به نوشته اين مورخان كه دكتر مصدق را از مردان بزرگ تاريخ ايران خوانده اند وي در جهان سوم چراغي را روشن كرد كه تا پايان «استعمار كهنه» روشن بود. وي به ملل تحت ستم هشدار داده بود كه پس از استعمار كهن (استعمار اروپايي كه از زمان يافتن راههاي دريايي ـ آغاز سده شانزدهم آغاز شده بود)، استثمار و سلطه با لباسی تازه برجاي آن خواهند نشست. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 20:9  توسط پرویز داورپناه  | 

 مینا اسدی

مینا اسدی شاعر است، ترانه می سراید و مقاله نیز می نویسد. چاپ آثار او در ایران ممنوع است. سالها پیش نوشته ی "اولین نفر" او مرا سخت تحت تاثیر قرار داد.  به حواندن مجددش می ارزد.

اولین نفر

     «اولین نفر» که جلای وطن کرد، سیاسی بود. بعد پدر و مادرش که دلتنگ و نگران فرزندشان بودند آمدند. بعد همه ی فامیل، برادران، خواهران، عمه ها، خاله ها، عموها و دایی ها با اهل بیت سرازیر شدند و این هجرت، بخاطر اولین نفر بود که ممنوع الورود بود و فامیل تاب هجرانش را نداشت.

     « اولین نفر» زیاد هم سیاسی نبود. سیاسی بودن اگر قبل از انقلاب باعث بزرگی و نام می شد بعد از شکست انقلاب، جز سرافکندگی و تحقیر ثمری نداشت. پس آدم چه مرضی داشت که در چنین جوی سیاسی باشد و همه ی کاسه کوزه ها بر سر ناتوانش بشکند؟

 ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  پیام نوروزی

نهضت مقاومت ملی ایران

 در شرائطی که اکثریت مردم آهی در بساط ندارند و به علت گرانی به سختی قادرند، عید نوروز را جشن بگیرند؛ هنگامی  که زنان دلاوری که  برای احقاق حقوق حقه خود به پا خاسته اند، دانشجویانی که برای آزادی مبارزه کرده اند و  فعالین کارگری که جز تلاش برای بهبود وضع زندگی خود گناهی ندارند، شلاق خورده و در زندان بسر میبرند، در حالی که هزاران هزار کارکنان جامعه بیکارند، هزاران هزار دهقان بیکار و بی زمین آواره شهرها شده اند، تولید به حد اقل خود رسیده است و بالاخره هنگامی که میدانیم  در سال آینده نیز فساد حکومت و بحران اقتصادی زندگی مردم را بمراتب تلخ تر خواهد کرد و حکومت جهل و دروغ همانند سی سال گذشته جز وعده های توخالی تحویل آنان نخواهد داد، از خود می پرسیم آیا میتوان در چنین شرائطی از عید و یا جشن صحبت کرد؟

 اما وقتی بیاد میآوریم که نوروز عید ملی و نشانه همبستگی ما ایرانیان است. بیاد میآوریم که دشمنان ملت همواره تمام کوشش خود را برای مقابله با مفهموم ملت و از میان بردن نمادهای های ملی منجمله عید نوروز به کار گرفته و در صددند کشور ما را به گورستانی تاریک و غم زده تبدیل کنند، میبنیم که علی رغم همه مشکلات یاد شده، برگزاری مراسم نوروز و شرکت در جشن و شادی ، در کنار بزرگداشت این سنت باستانی، یک مقاومت ملی در مقابل استبداد حاکم نیز هست.

 ملت ایران با تاریخ پرتحرک و کهنسال خویش بارها علی رغم مصیبت های مشابهی سنن، فرهنگ و همبستگی خود را حفظ کرده و مطمئنا حکومت جاهلان و نظام دیکتاتوری دینی نیز نخواهد توانست سنت، فرهنگ و همبستگی ملی ایرانیان را دچار مخاطره کند. ما اطمینان داریم که پرانتز سیاه این دیکتاتوری منحوس با کوشش همه جانبه ملت ایران بسته خواهد شد و به جای آن حکومتی که حافظ و ضامن حقوق و آزادی های مردم و نماینده واقعی آنان است مستقر خواهد گردید.

 پس عید نوروز را مثل همیشه به مردم ایران تبریک میگوئیم و علی رغم همه سختی ها، برای همه ایرانیان،  روزهائی مملو از شادی و پیروزی را  آرزومندیم. باشد که با گسترش یک مقاومت همه جانبه و ملی بتوانیم در نائل شدن به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی نوروزی واقعی را در شادی و سرور کامل جشن بگیریم.

 ابران هرگز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران

نوروز ۱۳۸۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  پویان انصاری

  دخترک ِِ گُل فروش...!

خیابان های شهر این روزها خیلی شلوغ است و حالت به خصوصی به خود گرفته اند! مغازه ها هم همینطور، انواع و اقسام شیرینی جات و میوه های رنگارنگ شکل خاصی به مغازه ها داده است.

  نرگس دختر سیاه چَردَه 14 ساله، با چارقد سیاه اش،که صورت او را دو چندان سیاه تر کرده بود،با چشمان نافذش که هیچکس جز خود اونمی داند در آن چه رازهای دردناکی نهفته است با سبدی نسبتأ بزرگ، و پُر از گُل های قرمز زیبا، به حستجوی مشتری می گشت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 23:33  توسط پرویز داورپناه  | 

هیئت اجرائی جبهه ملی ایران (تهران)

 

 روزی که ملت پیروز شد

بیست و نهم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و نه روز پیروزی ملی است. اراده ملت ایران بر ملی شدن نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از صنایع و منایع عظیم نفت در سراسرکشور تعلق گرفته بود و این روز آغاز پیروزی در این راه است. نیمه دوم اسفندماه سال۱۳۲۹روزهای غرور آفرینی داشت.توانائی و عظمت یک ملت در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای استعماری جهان قرار داشت و سرانجام درآخرین روز این ماه مردم ایران پس از سالها سرشکستگی ازتسلط بیگانه برمنابع نفت آنرا ملی کردند و به جهانیان نشان دادند که وقتی اراده ملتی بر زندگی مستقل و آزاد و بدور از سلطه استوار شده باشد موانع را در هم میکوبد و بسوی هدف گام بر میدارد. بیست و نهم اسفند ماه ۱۳۲۹ روز پیروزی ملی است. اراده ملت ایران بر ملی شدن نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از صنایع و منایع عظیم نفت در سراسرکشور تعلق گرفته بود و روز آغاز پیروزی در این راه است. نیمه دوم اسفندماه سال۱۳۲۹روزهای غرور آفرینی داشت.توانائی و عظمت یک ملت در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای استعماری جهان قرار داشت و سرانجام درآخرین روز این ماه مردم ایران پس از سالها سرشکستگی ازتسلط بیگانه برمنابع نفت آنرا ملی کردند و به جهانیان نشان دادند که وقتی اراده ملتی بر زندگی مستقل و آزاد و بدور از سلطه استوار شده باشد موانع را درهم میکوبد و بسوی هدف گام برمیدارد.

 نهضت ملی ایران وشکل سازمان یافته آن جبهه ملی که بدست توانای روانشاد دکتر محمد مصدق بنیان نهاده شد, جنبش ملی شدن نفت را مهمترین حرکت برای استقرار حاکمیت ملت بشمار میاورد. پیشنهاد ملی شدن نفت درسراسر کشور نخست از سوی زنده یاد شهید دکتر سید حسین فاطمی درجبهه ملی مطرح شد و با تائید دکتر مصدق و دیگر رهبران جبهه ملی درکمیسیون نفت به تصویب رسید و بعد از بد ست آوردن اکثر یت آراء در مجلس شورای ملی برای تصویب نهایی به مجلس سنا رفت و در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ در میان شور هیجان وصف ناپذیر ملت ایران و زیر فشار سنگین افکار عمومی در مجلس سنا به تصویب نهائی رسید. جمله آغازین پیشنهاد ملی شدن نفت بنام سعادت ملت ایران و بمنظور کمک به تامین صلح جهانی بود،تاجهانیان بدانند که ایرانی میخواهد آزاد و مستقل باشد و در کنار ملت های دیگر جهان در صلح و دوستی زندگی کند. نهضت ملی ایران هیئت حاکمه را که سرسختانه در برابر ملی شدن نفت کارشکنی و مقابله میکرد بزانو درآورد. مجلس هایی که اکثریت آنها را دست پروردگان دولت استعماری انگلیس تشکیل میدادند ناچار به تسلیم شدند و به ملی شدن رای مثبت دادند. ملی شدن نفت تنها جنبه اقتصادی نداشت که ملت براین باور بود که برای کسب استقلال و آزادی های سیاسی و اجتماعی باید ثروت ملی خود را در دست داشته باشد. 

درنوروز۱۳۳۰ملت ایران یکی از بزرگترین و شورانگیز ترین عید های ملی و باستانی ایرانزمین را برگذارکرد. جبهه ملی ایران ۲۹ اسفند روز افتخارآمیز ملی شدن نفت را گرامی میدارد و امید دارد که در آینده  ملت ایران بتواند بدوراز هرگونه سلطه استبدادی و استعماری, آزاد و مستقل دراین سرزمین کهن زندگی آمیخته با صلح و دوستی داشته باشد.

 بیست و نهم اسفند ماه  ۱۳۸۷

هیئت اجرائی جبهه ملی ایران (تهران)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معروف‌ترین بافت تاریخی ایران در شُرُفِ نابودی

پوستر همايش ميراث فرهنگي اصفهان در خطر

 به همّت دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، همایش «ميراث فرهنگي اصفهان در خطر» در طی دو روز در تالار موزه‌ي فرش تهران با شرکت جمعی از کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی برگذار شد. به گفته کارشناسان اگر فاصله مترو تا سی‌وسه پل از ۲۰۰ متر کمتر باشد سی‌وسه پل قطعاً فرو خواهد ریخت در حالی که فاصله‌ی امروز آن کمتر از ۴۰ متر است. ازدیاد رفت‌وآمد در چهارباغ و تسریع تخریب مسجد طلاب که کلکسیون کاشی‌کاری جهان است و نابود کردن بافت تاریخی برجسته‌ی ایران و جهان، از آشکارترین پی‌آمدهای عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ است در حالی که پیش از این، گزینه‌ی دیگر، خیابان شمس‌آبادی، مورد تأیید قرار گرفته بود و این عدم رعایت نظر کارشناسی باید مورد پی‌گیری جدّی حقوقی قرار گیرد.

در روز نخست همایش، چهارشنبه چهاردهم اسفندماه، نخست حسن ظهوری، خبرنگار گزارشی از روند ساخت مترو در چهارباغ از نگاه ناظری بیرونی ارایه داد. گزارش وی با نمایش عکس‌هایی از قطع درختان کهن‌سال چهارباغ که از ۴۰ تا بیش از ۱۰۰ سال عمر داشتند همراه بود که چگونه در خیابان چهارباغ پایین بیش از ۱۰۰ درخت برای ساختن ایستگاه مترو قطع شده است.
دکتر محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری که به وکالت بیش از هزار تن از شهروندان اصفهانی پی‌گیر این موضوع بود، سخنران دوم همایش بود. وی ضمن ارایه‌ی شرحی کامل از تاریخچه‌ی شهر کهن اصفهان و اهمیت میراث فرهنگی آن، به بیان خلاف‌های حقوقی صورت‌گرفته در ساخت مترو پرداخت.

ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انصراف و توصیه صمیمانه محمد خاتمی !!!

 

 من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء از صحنه نامزدی انتخابات کنار می­کشم. شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. 

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می­کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 محاصرهً اردوگاه اشرف در عراق

خبرگزاری فرانسه (۱۶ /۰۳/۲۰۰۹ )

ارتش عراق اردوگاه اشرف- مقر سازمان مجاهدین خلق ایران در خاک عراق- را به محاصرۀ خود در آورده است. خبرگزاری فرانسه ضمن مخابرۀ این خبر می افزاید دولت عراق می خواهد تا پایان ماه مارس جاری این اردوگاه را ببندد.

منابع نزدیک به وزارت کشور عراق این مطلب را مورد تأ یید قرار داده اند که اردوگاه اشرف از پنجشنبه شب به محاصرۀ ارتش عراق درآمده است و این کار به دستور موفق الربیعی- مشاور امنیت ملی دولت عراق- صورت گرفته است. موفق الربیعی در بیست و سوم ماه ژانویه در دیداری از تهران قول داده بود که اردوگاه اشرف را ببندد.

در این اردوگاه که در شمال بغداد قرار دارد از بیست سال پیش در حدود سه هزار و پانصد عضو سازمان مجاهدین خلق ایران مستقرند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، موفق الربیعی گفته است اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که در اردوگاه اشرف بسر می برند جز بازگشت به ایران یا  یافتن کشوری ثالث برای اقامت در آن راه دیگری ندارند. خبرگزاری فرانسه اضافه می کند که نیروهای عراقی برای خارج کردن مجاهدین از اردوگاه به استفاده از باتوم های برقی دست زده و راه ورود آذوقه به اردوگاه را بسته اند. کاری که مغایر و درتضاد با مفاد کنوانسیون ژنو است. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشاغل و ثروت دختر آقای رئیس جمهور

 گلنارا موجودي شبه افسانه يي است که به هر آرزويي که در دل دارد، مي رسد. دختر اسلام کريم اف رهبر ازبکستان که دوست دارد جاي پدر ازبک ها را بگيرد، يکي از ثروتمندترين زنان دنيا محسوب مي شود. در ازبکستان به او لقب «شاهزاده شرق» را داده اند. گلنارا در دانشگاه هاروارد تحصيل کرد و دوره طراحي طلاسازي را در امريکا به پايان رساند. مغازه هاي زنجيره يي فروش جواهرات و زيورآلات گلي را تاسيس کرد و در مدتي کوتاه به ثروتي کلان دست يافت.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 0:27  توسط پرویز داورپناه  | 
 ع. ش. زند

چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به روی دیده شد

 مولانا جلال آلدین، مثنوی شریف

شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم

از تهران تا پاریس

بخش دوم (۲؛ ب) ( ۲ ؛ الف)  (بخش دوم، ۱)

اما بختیار، به عکس آنان، یک آزاده ی ایرانی بود که حتی مشاهده ی اسارت مردم کشور میزبان خود در چنگال دیو نازیسم را بر نمی تابید؛ او به آزادی انسان مي انديشيد . براي بختيار، ايستادگي در برابر هيتلر و موسو ليني و ديگر قلدران و زورگويان يك وظيفه انساني بود زيرا آنان به چيزي تجاوز ميكردند كه در نظر او گرامي ترين و عزيز ترين نعمت و خصیصه ی آدمي يعني آزادي و دمكراسي بود. منش و مکتب عدم تسلیم ازآن زمان پایه ی زندگی او شده بود. ازهمین رو نیز آنگاه كه به وطن بازگشت با عشق آتشين و لايزالي كه به ايران و هرچه ايراني بود داشت مبارزه براي احقاق حقوق ملت و پيروزي دمكراسي را با شورواشتياقي دو چندان زير پرچم بزرگمرد تاريخ ايران دكتر محمد مصدق شعار خود ساخت و تا سرحد امكان براي استقلال و آزادي ايران و استقرار دمكراسي مبارزه كرد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 10:13  توسط پرویز داورپناه  | 

 خاطره ای از گفتگو با متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجيره‌ای

شیوهً  نوین: قتل با تعویض یک قرص

بجای

 تزریق آمپول هوا ! (پزشک احمدی)

  سعید امامی

 مهدی خزعلی، فرزند آيت الله خزعلی در سايت شخصی خود به نقل خاطره‌ای از گفتگوی‌اش با سعيد امامی (متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجيره‌ای) پرداخته است.

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، خزعلی مدعی شده است:‌ «او معتقد بود وقتی علیه نظام اسلامی و ولایت امر توطئه می‌کنند باید به هر طریق فتنه را ریشه کن کرد و استناد می‌کرد به دستور قتل کسانی که در جنگ احزاب خیانت و جاسوسی کردند و معتقد بود حذف فیزیکی باید با اذن حاکم شرع باشد». 

خزعلی ادامه داده است:‌ «در همان جلسه از روش‌های نوین سخن می‌گفت، مثلاً اگر "سيا" بخواهد کسی را حذف کند، به او نزديک می‌شود و با شناسايی داروهای او ترتيبی می‌دهد که يکی از قرصهای او عوض شود و يک قرص با همان شکل و شمايل اما با دوز بالا و کشنده از همان دارو در ميان قوطی قرص او قرار می‌داد - دقت بفرماييد! فقط يک قرص که پس از مرگ باقی قرص‌ها معمولی و استاندارد باشند - و منتظر می‌ماند تا شب موعود و رسيدن نوبت آن قرص مرگبار! مقتول مثل هميشه قرص‌های خود را خورده و آرام می‌خوابد و ديگر بيدار نمی‌شود، پزشک قانونی نيز سمی در خون او نمی يابد! حتی اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گيری نمايند، تنها فرضيه محتمل استفاده عمدی يا اشتباهی از داروی اضافه است»!

(برگرفته از سایت آفتاب نیوز، ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۷)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 یاسمین طباطبایی

 "به ایرانی بودنم افتخار می کنم"

 

ياسمين طباطبايی ۴۲ سال پيش در تهران به دنيا آمد و در دوران انقلاب در ايران، يعنی در سن ۱۲ سالگی، همراه با مادر آلمانی و پدر ايرانی و خواهران و برادر خود به مونيخ آمد. او پس از گذراندن دوره دبيرستان در شهر اشتوتگارت، به تحصيل در رشته‌های بازيگری و موسيقی پرداخت.  

«بچه‌های خيابانی» نخستين فيلم سينمايی او است و از ۲۰ سال پيش به اين سو در بيش از ۳۰ فيلم سينمايی، نقش‌های اول و دوم را بر عهده داشته است. بازی در تئاتر و سريال‌های تلويزيونی آلمان هم از ديگر فعاليت‌های ياسمين طباطبايی است.  

 ياسمين طباطبايی، هنرمند ايرانی‌تبار در آلمان، از سوی حزب سبزهای اين کشور برای شرکت در مجمع ويژه‌ای انتخاب شده است که رئيس جمهوری آينده آلمان را بر می‌گزيند.

عشق به ايران پس از گذشت ۳۰ سال هنوز در دل و وجود ياسمين طباطبايی شعله‌ور است و در گفت‌وگوهای بی‌شمار با رسانه‌های آلمانی و ديگر کشورها گفته است که هر چه سن او بالاتر می‌رود، احساس می‌کند به ريشه‌های خود نزديک‌تر می‌شود. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نشريه پيام جبهه ملی ايران

شماره ۱۷۳ ـ ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۷

مطالب اين شماره:

سالروز درگذشت مصدق بزرگ، بازهم سخنی در مورد انتخابات،و ... 

ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 سیروس غفاریان

هفت خواهران نفتی

 کمتر کسي است که در ضمن بررسي تاريخي مسائل سياسي خاورميانه و خليج فارس و تاثير تحولات انرژي در جهان با اصطلاح هفت خواهران نفتي آشنايي نداشته باشد، به ويژه تکنوکرات هايي که به امور نفت و انرژي آگاهي دارند. عنوان هفت خواهران را براي نخستين بار «انريکو ماته يي» رئيس بزرگ شرکت نفتي «اني» ايتاليايي به هفت غول نفتي امريکايي، انگليسي و هلندي داد. اين هفت کارتل بزرگ نفت عبارتند از ۱- «شرکت اکسون» امريکايي ۲- شرکت «رويال داچ شل» انگليسي- هلندي ۳- «گلف اويل» امريکايي ۴- «تگزاکو» امريکايي ۵- «بريتيش پتروليوم» انگليسي ۶- «موبيل» امريکايي ۷- «شورون».


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 11:24  توسط پرویز داورپناه  | 

مصدق زندانی خاندان پهلوی

   

 "همه می دانند که سلسله پهلوی مخلوق سیاست انگلیس است"

 دکتر محمد مصدق در کتاب خاطرات خود با اشاره به دست نشاندگي حکومت پهلوي از سيطره نفوذ انگلستان سخن به ميان آورده است:

 «همه مي‌دانند که سلسله پهلوي مخلوق سياست انگليس است، چونکه تا سوم اسفند ۱۲۹۹ غير از عده‌اي محدود کسي حتي نام رضاخان را هم نشنيده بود و بعد از سوم اسفند که تلگرافي از او بشيراز رسيد هرکس از ديگري سؤال مي‌کرد و مي‌پرسيد اين کي است، کجا بوده و حالا اينطور تلگراف مي‌کند. بديهي است شخصي که با وسايل غير ملي وارد کار شود نمي‌تواند از ملت انتظار پشتيباني داشته باشد.»*

 او در فراز ديگري از خاطرات خود عنوان مي دارد:

 «تشکيل دولت ديکتاتوري هم که بيست سال بمعرض آزمايش قرار گرفت ثابت نمود که بهترين وسيله براي پيشرفت سياست بيگانگان در اين قبيل ممالک حکومت فردي است، چونکه با يک نفر همه چيز را مي‌توانند در ميان بگذارند و او را هم طوري اداره نمايند که هر وقت خواست کمترين تمردي بکند بيکي از جزاير اقيانوس تبعيدش کنند.» *

دکتر مصدق همچنين در مقام يکي از نمايندگان مجلس شوراي ملي در نطق هفتم آبان ماه ۱۳۲۳ به افشاگري در مورد خيانت هاي پهلوي اول در تمديد قرارداد "دارسي" دست زد و به تشريح ضرر و زياني که از بابت تمديد اين قرارداد بر ملت ايران وارد آمد، پرداخت: 

 «تاريخ عالم ديگر نشان نمي‌دهد که يکي از افراد مملکت اين چنين به وطن خود در يک معامله ۱۶ بيليون و ۱۲۸ هزار ريال ضرر زده باشد. و شايد مادر روزگار ديگر نزايد کسي را که به بيگانه چنين خدمتي کند» 

*خاطرات و تألمات مصدق، انتشارات علمي، سال ۱۳۶۵، صفحات۳۴۴ و ۲۶۱

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

کارزار زنان، ۸ مارس ۲۰۰۹ استکهلم

ویدئوی تظاهرات ۸ مارس ۲۰۰۹ روز جهانی زن را اینجا ببینید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا شما بفرمایید چه باید کرد؟
 

  م.سحر

 

ای آشنایی آشنایی کن

بیگانگی با بی وفایی کن

 

من به هیچ وجه اجازه خواندن تصنیف «ای آشنایی ، آشنایی کن» را به احدی ، از آن جمله به آهنگسازی به نام محمد شمس نداده ام و (در همهْ عمرم) از احدی «حق التصنیف» یا «حق التألیف» نگرفته ام.
بنا براین به هیچ کس اجازه نمی دهم که این شعر (ای آشنایی) یا هر شعر دیگری از م. سحر را اجرا کند مگر این که از من یعنی محمد جلالی چیمه (م.سحر ) اجازهْ کتبی و امضا شده داشته باشد.
از این رو به فروش مخفیانهْ شعر خود، ازسوی هر دلال و کاسبکاری قویاً معترضم و این روش را بی شرمانه و ضد فرهنگی می دانم.
همچنین آقای محمد شمس را در باب این رفتار زشت و ناشایسته ای که انجام گرفته است موظف به پاسخگویی می شمارم.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 11:33  توسط پرویز داورپناه  | 
     خسرو شاکري- زند

«روشنـفـکران» کـُمـْپـْرادوُر

در آغوش دشمنان مردم زحمتکش ايران و جهان[۱]

 

 

در طول بيش از پنجاه سال ديکتاتوريِ غالباً شديد و به ندرت خفيف، رواج روح نوکرمآبي و خودفروشي، به درجه اي که در هيچ دوره اي از تاريخ ميهن ما سابقه نداشته است، و به موازات آن، تخريب مباني گرانبها و شريف مشروطيت جوان ولي پر نفس ايران، منشاء فساد ژرفي شدند – فساد ژرفي که، بخصوص، با گسترش درآمد نفت، دامنه ي آن به انحطاط سياسي و فرهنگي خيره کننده اي در جامعه ي ديپلم گرفته ها، و بعضاً حتي فاقدان ديپلم تحصيلي، کشيده شد – انحطاطي که يکي از علل عدم پيدايش مجموعه ای از عناصر مسؤول براي تشکل نيرويي اصيل براي جانشيني فساد و انحطاط گسترده تر نظام سياسي، اجتماعي و فرهنگي کنوني است، اما چنين فساد و انحطاطي از مسؤوليت هاي فردي قربانيان آن، که آن ها را در منش و اعمال نفرت انگيز خود متجلي مي سازند، سرمويي نمي کاهد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 0:11  توسط پرویز داورپناه  | 

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!

 

سندی از گذشته ها

تبریک آدولف هیتلر به رضاخان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منتظر الزیدی به سه سال حبس محکوم شد 

 

دادگاه عالی جنایی عراق در حالی منتظر الزیدی را به سبب پرتاب کفش به سوی رئیس جمهوری سابق آمریکا به سه سال حبس محکوم کرد که وکیل وی این اقدام را اعتراض سیاسی دانست.

این خبرنگار عراقی در دادگاه در دفاع از اقدام خود برای پرتاب کفش به سمت بوش گفت : دو همکار من از جمله یک گزارشگر و یک عکاس از جمله کسانی بودند که در یک حمله آمریکا به زندان ابوغریب بیگناه کشته شدند.

رئیس جمهوری سابق آمریکا شامگاه یکشنبه ۲۴ آذر با پرتاب دو لنگه کفش از سوی یک خبرنگار عراقی که از آن به "بوسه خداحافظی ملت عراق" با بوش تعبیر کرد، روبرو شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بوستون گلوب: اوباما به خامنه ای نامه می نویسد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

   ع. ش. زند

 چو رسی به طور ِ سینا ا َرَنی مگوی و  بگذر

که نیرزد این تمنا به جواب  لــَن تــَرانی

 رضی الدین نیشابوری

شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم

از تهران تا پاریس

بخش دوم (۲؛ الف)(بخش دوم، ۱)

دکتر صدیقی در‌باره شخص دکتر بختیار و وضع کشور گفت: «دکتر بختیارآنگونه که من می‌شناسم، دارای دو ویژگی عمده است که شخصیت او را از بسیاری رهبران ملی ممتاز می‌کند. بختیار دارای آن‌چنان شجاعتی است که در این شرایط در زمانی که همه به فکر قهرمان شدن و کسب وجاهتند پا به میدان می‌گذارد.»

 وی در ادامه گفت: «ویژگی دوم او عشق و علاقه‌ای است که به میهن دارد.  علاقه او به استقلال ایران مسأله‌ای است که در طول سالیان دراز هرگز دچار تزلزل نشده است. و فکر می‌کنم در این برهه از تاریخ این پیروزی ملت است که آدمی مثل دکتر بختیار مأمورتشکیل کابینه می‌شود. »

وی افزود: «بختیار این شهامت را داشته که به میدان بیاید و وظیفه ما و همه رهبران ملی کمک به اوست. باید مملکت را نجات داد. صحبت سر شخص دکتر بختیار، جبهه ملی، یا بنده و شما و حتا اعلی‌حضرت شاه نیست، بلکه بحث بر سر مملکتی است که وظیفه حفظ و صیانتش به عهده ماست. »


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 12:4  توسط پرویز داورپناه  | 
 

سرزمین هیچکس

نمایشی به کارگردانی نیلوفر بیضایی

 

 بهرام بيضايي در دانشگاه تهران؛

از سال ۶۰ اجازه تدريس ندارم

بهرام بيضايي که بعد از نمايش آخرين ساخته اش «وقتي همه خوابيم» مقابل دانشجويان دانشگاه تهران قرار گرفت در جواب سوال دانشجوي سوري به تدريس در اين دانشگاه و ممنوع التدريس شدنش در سال ۶۰ اشاره کرد.

«اجازه بدهيد درباره فرق فيلمنامه و نمايشنامه سخني نگويم، چون جلسه به کلاس درس تبديل مي شود و من از سال ۶۰ به بعد اجازه تدريس ندارم و استاد دانشگاه نيستم. البته اصراري ندارم کسي اين موضوع را به ياد داشته باشد که من در اين دانشگاه تدريس کرده ام ولي بدم نمي آيد پرونده ام را بدهند. چون هيچ يک از مدارک تحصيلي ام را به من برنگرداندند و اگر بخواهم در جايي شغلي بگيرم، دچار مشکل مي شوم،» 

 بيضايي درباره وضعيت و جريان سينما اين طور توضيح مي دهد؛ «معلم بنده عبيد زاکاني است. ما ملت تيزهوشي هستيم و نبايد اجازه بدهيم، سينمايي که با کندي اش ما را عقب نگه مي دارد به عنوان جريان اصلي سينما قلمداد شود، بلکه بايد بگذاريم سينما ذهن ما را به حرکت وادارد. در تئاتر و سينما مکث معنايي ندارد، چرا که مکث مرده است. هرچند گاهي از اين مکث به عنوان نوعي گفتن و نگفتن يا نوعي بازي استفاده مي کنيم.» او در بخش ديگري از حرف هايش از نخستين فيلم هاي وطني انتقاد کرد؛ «در سينماي ما همه چيز خيلي کند پيش مي رود. نخستين فيلم هاي اوليه وطني، آدم ها را بسيار ابله جلوه مي کردند و اصولاً فيلم هاي بسياري در ستايش حماقت ساخته ايم. درحالي که واقعيت اين است که ما ملت بسيار تيز هوشي هستيم و من اين همه خلاء خرد را که در طول تاريخ داشته ايم، دوست ندارم.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  شوخی فمینیستی!!!

مردان  کلوب نسوان مدرسه فمینیستی!!

 

گفتگوی انتقادی جواد موسوی خوزستانی با رضا علیجانی


 

یگانگی و چند گانگی منافع زنان ایران از دیدگاه نظریه پلورالیستی

مهرداد درویش پور

 

زنان ایران، جنبش اجتماعی را در جایگاه واقعی خود فرا خواهند داد

مهرداد مشایخی

برگرفته از سایت مدرسه فمینیستی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 پیمان وهاب زاده

هنوز هم وقت دانستن حقيقت نيست؟

هنوز هم وقت دانستن حقيقت نيست؟

اعاده‌ي حيثيت از فراموش‌شدگان تاريخ

نقد نبايد از يافته‌هاي خود بهراسد.
کارل مارکس، ۱۸۴۴

نوشته‌ي پرخاشگرانه و افترازننده‌ی اخير فريبرز سنجري عليه خسرو شاکري در سايت‌هاي اينترنتي۱ به بهانه‌ي دفاع از چريک‌هاي فدائي در دوره‌ي شاه انگيزه‌ي نوشتن اين گفتار کوتاه‌ شد.‌ از آنجا که افتخار دوستي و همکاري با خسرو شاکري استاد ممتاز تاريخ و تاريخ‌شناس چپ ايران را داشته و دارم و در آماده کردن کتابي که سببِ برخوردِ خشونت‌بار و حذفي سنجري شده ــ يعني کتاب هشت نامه به چريک‌هاي فدائي خلق (به همت خسرو شاکري؛ تهران:‌ نشر ني، ۱۳۸۶) ــ با آقاي شاکري همکاري کرده‌ام و «پيش‌واژه‌اي» هم بر آن کتاب نوشته‌ام، لازم مي‌دانم يکي دو نکته را در مورد موضوعِ جنجالي تصفيه‌هاي درون‌گروهي فدائيان بگويم. افزون بر اين، بايد بگويم به باور من، نوشته‌هاي عصبي و ايدئولوژيک، مانند «افشاگري» سنجري شايسته‌ي پاسخ دهي نيستند، و اين نوشته نيز پاسخي به اتهام‌زني‌ها و پرخاشگري‌هاي ایشان نيست.

***

اکنون که ماجراي قتل عبدالله پنجه‌شاهي روشن شده و در چگونگي رخ دادنش ديگر ترديدي نيست، جا دارد به اين نکته بپردازيم که بنا بر آنچه تاکنون گفته شده چريک‌هاي فدائي خلق سه نفر از اعضاي خود را تصفيه کرده‌اند.۱۸

امروز شرافتمندي در يافتن شمار و نام تصفيه‌شدگان است، افرادي که با عشق به فدائيان پيوسته بودند، اما به سببي که روشن نيست، مورد بي‌مهري و خشونت سازمان خود قرار گرفتند. تلاش دکتر خسرو شاکري در نوشته‌ي مورد نظر‌ بر اساس اين انگيزه‌ي انساني بود که با يافتن نام اين سه نفر (يا دست کم برخي از آنها، و در نبودِ اسناد)، نگذارد مرگ آنها در هياهوي زندگي روزمره بيهوده و بي‌اعتبار شود. و اين تلاشي ستودني است براي اعاده‌ي حيثيت از فراموش‌شدگان تاريخ.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 12:52  توسط پرویز داورپناه  | 
 ۸ مارس در تهران

" شما امروز هیچ حقی ندارید "

    زهرا مینویی

ما با دربست به خانه بر می گردیم

امروز ۸ مارس است و روز جهاني زن. زنان در بيشتر كشورها اين روز را جشن مي گيرند اما برادران لباس شخصي به ما مي گويند: "شما امروز هيچ حقي نداريد!"

كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري با همكاري undp از هفته ها قبل براي برگزاري برنامه اي در روز ۸ مارس  وبه مناسبت روز جهاني زن برنامه ريزي كرده بود. سالن ورشو از يك هفته قبل رزرو  شده، قرارداد مكتوبي بين كميسيون حقوق بشر كانون و شهرداري وجود تنظيم شده  و مبلغي هم براي اجاره سالن به شهرداري پرداخت شده بود. پوسترهايي اين برنامه چند سخنران داشت که همگی حقوقدان بودند. نسرین ستوده، زهره ارزني،‌ بهشید ارفع نیا، شهين دخت ملاوردي، رزا قراچولو  و شادي صدر از سخنرانان برنامه بودند. آنها حتي به ما اجازه ورود به پارك را هم نمي دادند و از ما خواستند تا "با زبان خوش" و "احترام" متفرق شويم. دخترها و پسرهاي زيادي روي نيمكت هاي پارك نشسته بودند. از ماموري كه ما را به بيرون پارك هدايت مي كرد پرسيديم پس چرا بفيه حق نشستن و استفاده از فضاي عمومي را دارند ولي شما به ما حتي اجازه ورود به پارك را هم نمي دهيد.  به چه حقي ما را از پارك بيرون مي كنيد و... ما را از پارك بيرون و تا سر خيابان ويلا اسكورت كردند تا مطمئن شوند كه ما به خانه برمي‌گرديم!

 خيلي عصباني بودم. با همه وجود احساس مي‌كردم تحقير شدم؛ له شدم. احساس داغي شديدي داشتم و گريه ام گرفته بود. داشتم از پله‌هاي خانه هنرمندان بيرون مي آمدم كه همان ماموري كه با لباس شخصي جلوي پارك ورشو بود را ديدم و گفتم: "ما مي‌خواستيم غذا بخوريم؛ ‌يعني اين حق را هم نداريم؟" به من گفت: "شما امروز هيچ حقي نداريد".

الان كه  چند ساعتي از اين اتفاقات گذشته هنوز احساس بدي دارم. مدام از خودم مي پرسم  كه چرا؟
چرا برنامه اي كه مجوز داشت و از طرف كانون وكلاي دادگستري كه نهادي مدني و قانوني است سازمان‌دهي شده بود، نبايد اجرا مي شد؟
چرا ما زن‌ها در روز جهاني زن حتي حق نشستن روي نيمكت پارك، قدم زدن در خيابان يا حتي غذا خوردن در كافه را هم نداريم؟
از پارك كه بيرون آمديم، با دو تا از دوستانم يك تاكسي دربست گرفتيم و به خانه برگشتيم!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرگ بر مرد سالاری!

پسری که در خيابان وليعصر تهران در روز ۸ مارس (روز جهاني زن) براي حمايت از زنان ايراني روسري پوشيده و روي تي‌شرت‌اش هم نوشته است: مرگ بر مرد سالاري! توسط پليس دستگير شده است نام او محمد است و از نام فامیل و سرنوشت او خبری در دست نیست

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  سروش ملت پرست

جمهوري نابرابري ؛ طغياني ناگزير

ژان ژاک روسو منتقد نابرابري ها

روسو نخستين انديشمندي است که مفهوم جمهوري به معناي امروزي را وارد انديشه سياسي مي کند، مقصود سياسي روسو قرار دادن فرد تحت پوشش قانوني است الزام آور که چون ضرورت آن را شناخته ايم، تابع آن خواهيم شد. روسو در اعترافات نوشت؛ هيچ ملتي هرگز چيزي جز آنچه طبيعت حکومتش از آن مي سازد، نخواهد شد. روسو زماني جامعه را جامعه حقيقي مي داند که بين اراده عام، اجتماعي شدن واقعي و منافع مشترک باشد اما گسيختگي و تجزيه منافع خصوصي نيز همزمان به معني الغاي حکومت مدني يا دولت است.

افکار روسو روي انديشه هاي وسيع انقلاب فرانسه و سنت هاي انقلابي مردم مانند مارکسيسم و آنارشيسم تاثير نهاد. در فرانسه مردم عادي که روسو غالباً به آنها به ديده تحقير مي نگريست، او را قهرمان و مخالف رژيم کهنه مي دانستند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 0:59  توسط پرویز داورپناه  | 
   پرویز داورپناه

 منیر طه، شاعر، نویسنده و اولین زن ترانه سرای ایران

و زنی مشخص در تاریخ نهضت ملی و پویندۀ راه مصدق

 بزرگ احمد آباد، خیالت آسوده باد 

 به سال و ماه و روزت، نرفته هیچی از یاد

منیر طه: از قطعۀ عزیز سرزمینم، تولدت مبارک

   ازمنیر طه خواستم شرح حالش را برایم بنویسد، آب پاکی روی دستم ریخت و گفت:

   شرح حال نويسي را دوست ندارم. به شرح و احوال خود پرداختن آسان نيست هميشه در مي‌مانم كه چه بنويسم، تازه آنچه هم كه بنويسم باز من نيست.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 1:15  توسط پرویز داورپناه  | 

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  نفیسه آزاد

 فرصت زیستن با زنانی که دیده نمی شوند

 گفت و گوی الناز انصاری با نفیسه آزاد

 درباره بازداشتگاه وزرا و تجربه زندگی با زنان زندان

چند روز از آزادی دوست و همخانه ی من نفیسه آزاد می گذرد. نفیسه ۱۱بهمن حین جمع آوری امضا در توچال تهران بازداشت شد و شش روز بعد با کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. این روزها نفیسه بارها خاطره روزهای بازداشتگاه وزرا را با ما سهیم شده است. این خاطره ها به تعداد زنگ هایی که در خانه را می نواخت تکرار می شد، ولی هر بار برای من تازگی داشت. شنیدن از زنانی که دور از چشم ما، دور از چشم مسئولان، دور از چشم جامعه شناسان و نخبه ها و در سایه بلند برج های قانون بی عدالت می سوزند و بوی خاکسترشان هم حتی به مشام ما نمی رسد.

ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  بدون تفسیر

 سنگ قبر سعید امامی

عامل اصلی قتل های زنجیره ای

آرامگاه فرزندی مهربان، خدمتگزاری صدیق!!!

شادروان [شهید] حاج سعید امامی

فرزند علی اکبر متولد ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۷۷

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 سید محمد وحید میرزاده

چرا باز هم مصدق؟

اما رمز محبوبیت او را تنها در ایران دوستی، پاکی و نحوه مدیریت و آزاد منشی او نمی توان یافت. بلکه شعار و طرح برنامه اصلی سیاسی او که همانا دموکراسی برای ایران است، منبع اصلی جذابیت و پیدا نمودن مخاطبین جدید از نسل های بعدی است. یعنی تا هنگامی که درد مزمن جامعه ایرانی با داروی دموکراسی التیام نیابد، تجویز کننده آن داروی حیات بخش، همواره در ذهن بیماران زنده خواهد بود. هر چند او مردي بود كه در سراسر عمر خود، نسبت به اصولي كه داشت وفا دار ماند و تصدي پست‌هاي حكومتي در دولت و يا مجلس و همچنين رنج دوران تبعيد و زندان نتوانست او را از اصول خودش برگرداند. دفاع از آزادي و دفاع از استقلال سياسي و اقتصادي ايران، اصول اساسي او بود. او در هنگام قرارگرفتن در قدرت سياسي دچار لغزش نشد و اصول و شعارهاي خود را به فراموشي نسپرد. او مردي بود كه در دوران نخست‌وزيري‌اش هيچ كس را به جرم اعتقادات فكري و سياسي بازداشت نكرد و هيچكس را به خاطر فعاليت سياسي اعدام و شكنجه ننمود. بابت حقوق و مزاياي نخست‌وزيري‌اش ريالي دريافت نكرد، هزينه‌هاي سفرهاي خارجي خود و وابستگانش را شخصاً پرداخت مي‌كرد و هزينه ديگر همراهاني را كه تمكن مالي داشتند، از آنان مي‌گرفت. مخارج دفتر نخست‌وزيري را كه عملاً در منزلش بود، خود متقبل مي‌شد. اراضي كشاورزي را كه در مالكيت خود بود، قبل از اجراي قانون اصلاحات اراضي، داوطلبانه بين زارعين تقسيم نمود و با تمام تلاشی كه عناصر كودتاگر پس از كودتاي ۲۸ مرداد به خرج دادند تا ذره‌اي از فساد مالي او را كشف كنند، هيچ نتيجه‌اي حاصل نشد. او به راستی افتخار تاریخی هر ایرانی است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 15:34  توسط پرویز داورپناه  | 
  ع. ش. زند

 

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

مولانا جلال الدین، دیوان کبیر

 

شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم

از تهران تا پاریس

 بخش دوم (۱)

  اتهام بی اساس و بیشرمانه ی تشویق صدام به حمله به ایران

 یا همکاری با او دراین زمینه

براي کسي که با داعيه ي تاريخ نويسي سنگين ترين افترا را به يک شخصيت تاريخي استثنائي وارد مي کند "بي خبري" عذري پذيرفتني نيست. کسي که نه فقط از جزئيات بلکه ازاُمّــَهات ِاسناد مربوط به امري بي خبراست نبايد به خود اجازه ي "تاريخ نوشتن" پيرامون آن موضوع را بدهد؛ و اگر نوشت نبايد به خود اجازه ي داوري و افترا زدن دهد! واگر چنين کرد و رسمأ ازکارخود ابرازپشيماني ننمود افترا دامن خود او را مي گيرد، يعني مفتري شمرده مي شود!

پس از اظهارات اهانت آمیزرونالد ریگان رئیس جمهورآمریکا، نسبت به حیثیت ملت ایران، که طی آنها ملت ما را وحشی خطاب کرده بود، در میان ایرانیانی که ازنام و آبرویی درسطح جهان برخورداربودند، دکتر بختیار تنها شخصیتی بود که  پاسخی صریح و دندان شکن که تنها واکنش رسمی شایسته  به یاوه های آن کاوبوی ِآمریکایی، و درخور مقام  و عزت تاریخی ملت ایران بود، برای او فرستاد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 15:13  توسط پرویز داورپناه  | 
  مهناز هدایتی

عاشق نمی شم که نمی شم

در مسیر بی کسی ها هم نفس جستن خدایی گرچه سخت است
طرد گشتن زین سو سوز آور شود عاشق نمی شم که نمی شم


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 2:50  توسط پرویز داورپناه  | 
 
ميشل اوباما، بانوي اول مد

 

ميشل اوباما نه تنها بانوي اول امريکا به شمار مي رود،
بلکه مي توان او را «بانوي اول» مد هم ناميد.
 
 چاپ عکس او بر جلد مجله «ووگ» گواهي خوبي بر اين ادعاست. اوباما دومين «بانوي اول» امريکاست که بر جلد «ووگ» مي نشيند.
مجله «ووگ» مشهورترين مجله دنياي مد است که نخستين شماره آن در سال ۱۸۹۲ منتشر شد و در حال حاضر نيز ماهانه به چاپ مي رسد.
 نفوذ اين مجله امريکايي در عرصه بين المللي مد غيرقابل انکار است و چاپ عکس هر مانکني روي جلد آن همانند مهر تضمين موفقيت براي آن مانکن به حساب مي آيد. تا پيش از اين عکس «بانوان اول» امريکا را تنها مي شد در صفحات داخلي «ووگ» مشاهده کرد. تنها در سال ۱۹۹۸ بود که هيلاري کلينتون توانست عکس روي جلد اين مجله مشهور دنياي مد را به خود اختصاص دهد. البته اين افتخار به اين خاطر نبود که او قامت و انداز ه هاي سوپرمدل هاي اين مجله را داشت، بلکه تنها دليل، باربارا بوش همتاي پيشين او بود. در آن زمان هيلاري کلينتون جانشين بانوي اول مسني شده بود که فراتر از استانداردهاي «ووگ» بود اما با آمدن بيل کلينتون به کاخ سفيد، امريکا صاحب بانوي اولي شده بود که تصويري مدرن و جوان را ارائه مي داد.
 تا به اينجا افراد مشهوري همچون ملکه اليزابت دوم، جرج بوش پدر و جان لنون (ساعاتي پيش از مرگش) در مقابل دوربين «آني لايبونيتز» عکاس پرآوازه امريکايي قرار گرفته اند و اين بار هم تصوير ميشل اوباما حقوقدان، مادر دو دختر هفت و ۱۰ساله و نخستين بانوي اول سياهپوست امريکا در حالي که لباسي از طراح جوان تايواني، جيسون لو، به تن دارد، توسط اين عکاس براي روي جلد مجله «ووگ» تهيه شده است. در کنار عکس ميشل اوباما، با لبخندي بر لب و دستي بر زير چانه، تنها يک جمله ديده مي شود؛ «ميشل اوباما بانوي اولي که دنيا منتظرش بود».
چند صفحه بعد هم او در حالي نشان داده مي شود که لباس مشکي رنگي به تن دارد و در حال کار با لپ تاپش است. در اين شماره «ووگ» گزارشي هشت صفحه يي از همسر رئيس جمهور امريکا منتشر شده که در آن او از وظايفش به عنوان «بانوي اول» و همين طور زندگي شخصي اش مي گويد.

آندره لئون تالي گزارشگر «ووگ» که اين مصاحبه را انجام داده، معتقد است جلب کردن نظر موافق ميشل اوباما يک «موفقيت بي نظير» بوده است. او همچنين در توصيف عکس روي جلد اضافه مي کند؛ «اين تصوير کاملاً بازتاباننده شخصيت اوست زيرا وجود او سرشار از گرماست. اين دوست داشتني ترين عکس روي جلدي است که ووگ تا به حال منتشر کرده، مدل ها و هنرپيشه ها ژست مي گيرند، اما اين بار اين عکس تصوير يک زن واقعي است.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیین بزرگداشت چهل ودومین سالروز در گذشت مصدق،

  با حضور افراد، گروهها، سازمانها و احزاب ملی روز ۱۴ اسفند در قلعه احمد آباد قلعه ای که در آن دکتر محمد مصدق سالها به حالت تبعید و زندانی به سر برد و در آنجا به خاک سپرده شد بر گذار گردید. مهندس عباس امير انتظام و سيمين بهبهاني نیز حضور داشتند. 

آیین اصلی در ساعت ده و نیم بامداد با فرا خوان حسین سکاکی رزمنده دیر پای نهضت ملی ایران آغاز گردید، سپس دکتر محمود مصدق به یاد آوری خاطراتی ازاعتقاد راسخ پیشوای آزادی به جوانان میهن در مسیر مبارزات رهایبخش ملی پرداخت.

نخستین سخنران مراسم دکتر بهروز برومند عضو شورای مرکزی حزب ملت ایران با محوریت پیامد های آموزشهای دکتر مصدق بر همه گروههای سنی بود که در بخشهائی از آن گفت:

میراث ارجمند دکتر محمد مصدق, مهر ورزی پاکدلانه به آزادی و مردم سالاری و زندگی سر بلند و افتخار آمیز برای همه ایرانیان از هر تبار  و هرگونه گرایش بود و هست که چکیده آرزو ها و خواستهای همه مردم ایران و آزادگان این سرزمین بشمار میرود.

همانگونه که امروز پس از نیم قرن نسل جوان بدون داشتن تجربه شخصی و حضور در زندگی اجتماعی و سیاسی دوران اوج خیزش و جنبش ملی , همچنان نام  نامی مصدق را کلید واژه و رمز مبارزه اینده خود می شناسد.

در ادامه برنامه یکی از بانوان به خواندن چند شعر پیرامون روش و منش پیشوای آزادی پرداخت.

 سخنران بعد آقای حسین شاه حسینی از مبارزان دیر پای نهضت ملی به ذکر فرازهائی از منش و روش دکتر مصدق و باور ایشان به آزادی و استقلال ایران پرداخت.

مراسم در ساعت دوازده و سی دقیقه با سرود ای ایران, یار دبستانی و ذکر شعارهای درود بر مصدق سلام بر آزادی, دانشجوی زندانی آزاد باید گردد, زندانی سیاسی آزاد باید گردد پایان پذیرفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ی. صفایی

جهانی دگر

 (تقدیم به جنبش زنان  به مناسبت 8 مارس)

 

زيباست
پروازت در کرانه ها،
باز می ماند قلم
چون به رسم تو آيد!

تماميت زميني،
بزن بوسه بر گونه های بهار
از آن شقاوت تنهايی.

قلبت پرچمدار هر قيامی است
و استواری در ريشه هايت
به هنگام که
يقين در دلت پايدار است.

بهشت نه!
جهانی را برايت آرزو می کنم
که ارزش هايت در آن جاودان بمانند.


ی. صفايی 
۱۲ فوريه ۲۰۰۹

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استفن كينزر* / ترجمه: فرزانه سالمي

 

خانه دوست كجاست؟ 

چند هفته پيش به مرد جواني برخوردم كه به ارتش آمريكا ملحق شده بود و دوره آموزشي‌اش را هم پشت سر گذاشته بود. از او پرسيدم قرار است به كجا اعزام شود؟ جواب داد افغانستان. خب تعجبي نداشت. اما ادامه حرف‌هايش باعث شد يك لحظه سر جايم ميخكوب شوم: <فرمانده‌مان گفته كه احتمالا‌ بعد از افغانستان، راهي مكزيك خواهيم شد.>


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 12:11  توسط پرویز داورپناه  | 
   پرویز داورپناه

احمد آباد، اسارتگاه مصدق، میعادگاه عاشقان آزادی

 وقتی در دهکده ی عشق در آهنی خانه مصدق بسته می شد و مصدق در خانه تنها می ماند، آدمی احساس می کرد که آزادی در آنجا زندانی است.
مصدق آتشی در سینه دارد که آتش عشق به ایران است، عشق به استقلال و سرافرازی ایران و این عشق را ملت ایران حس کرده است و از آن احساس ژرفی درخود دارد. مصدق درك عمیقی از استقلال و آزادی دارد و این دو را از هم جدا نمی‌‏داند. این استقلال‌‏طلبی مصدق است كه منجر به ملی شدن صنعت نفت می شود. او سعی می کند دو عنصر استقلال و آزادی را در جامعه متحقق كند. مصدق سرآمد خدمت‌‏كاران تاریخ ایران است و این ریشه در تربیت او دارد. مصدق هیچ‌‏گاه فضای جامعه را محدود نمی‌‏كند. دوران مصدق، مطبوعات و احزاب از آزادی كم‌‏نظیری برخوردارند.او در طرحی برچیدن بساط استثمار كشاورزان ـ كارگران را آغاز می کند، او حقوق معلمان را افزایش داده، بیمه‌‏های تامین اجتماعی را سامان میدهد؛ طرح هایی كه اگر همه ی آنها برجا می‌‏ماند و کاملا عملی می شد، وضعیت مردم كشور بسیار متفاوت بود. آن روز فرا خواهد رسید که نام مصدق تمام فضای ایران را همراه با نسیم آزادی و دموکراسی پرخواهد کرد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:28  توسط پرویز داورپناه  | 
  ع. ش. زند

    هر بیشه گمان مبر که خالی است

  شــاید کـــه پلنگ خفــته بــــــاشد

     سعدی

 

شاپور بختیار

یا

مبارزه با فاشیسم

 از نورنبرگ و پاریس تا تهران

 بخش اول (۲)(۱)

آیا دموکرات ترین و نخبه ترین مرد سیاسی ایران در عصرما، دکتر مصدق، غیر از این کرده است؟ او ننشست تا ببیند مردم چه می کنند و کورکورانه از آنان پیروی کند؛ والا ترین آرمان های آنان را، که آرمان خود او نیز بود، استقلال و آزادی را، شعار خود قرارداد، اما در یافتن راه نیل به این آرمان ها بدلیل دانش، شجاعت، صداقت، ازخود گذشتگی، و تجاربش، و از همه ی اینها مهم تر، به سبب اخلاص، صداقت و شجاعتش از دیگران فرسنگ ها جلوتر بود : این است معنی نخبه در واژگان مردمان ِپایبند به دموکراسی، واژه ای که چیزی نیست جز صورت کاملأ عربی   ِکلمه ی دیگری از همان ریشه، یعنی "انتخاب شده"؛ انتخاب شده از جانب که؟ از جانب همان کسانی که " نخبه " را بعنوان سرمشق می پذیرند، یعنی برمی گزینند، یعنی مصدق، گاندی، ژنرال دوگل، نلسون مندلا...!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 1:17  توسط پرویز داورپناه  | 

  

 

گرامیداشت ۱۴ اسفند

 

 روز چهارشنبه چهاردهم اسفند ماه ساعت ۵/۷صبح جهت شرکت در مراسم سالگرد

 درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر و بنیانگذار جبهه ملی ایران بطرف آرامگاه مصدق

واقع در احمدآباد حرکت میکنیم.  وسیله نقلیه در محل های زیر آماده است:

۱-  میدان توحید اول خیابان ستارخان

۲-  میدان ونک خیابان توانیر اول کوچه سامی

 

 کمیته تشکیلات جبهه ملی ایران - استان تهران

 ۱۱ /۱۲ /۱۳۸۷  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ع. ش. زند

شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم

از نورنبرگ و پاریس تا تهران

بخش اول (۱)

سرآغاز

برای درنوردیدن بُعدِ زمان و پیوستن به جاودانگی باید سرشت مرد چون الماسی شفاف و درخشان باشد، عاری از کمترین رگه ای از تیرگی. در طول قرون اخیر، در میان سرآمدان نامدارِ ایران تنها مصدق بود که این درجه ی از کمال انسانیت را در زندگی خود تحقق بخشید.

 در میان یاران دکترمصدق بسیار بودند کسانی که هریک مراحلی از این راه را پیمودند؛ علامه علی اکبر دهخدا، دکترغلامحسین صدیقی، الهیارصالح، دکتر شاپور بختیار...، و بدیهی است که نه در نظر دیگران و نه در نظر خود این مردان استثنائی، هیچیک با مراد مشترک آنان، مصدق، درحد مقایسه نبود. البته علامه دهخدا را که از لحاظ ملکات انسانی با مصدق توان سنجید، و بالاخص در زمینه ی خدمت غول آسای او به احیاء ِ فرهنگ ملی ایران، می توان او را درهمان سطحی قرار داد که دکترمصدق در خدمات خود به استقلال ایران و دموکراسی انجام داد، شایسته است که از این قاعده ی بالا مستثنی دانست.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 0:58  توسط پرویز داورپناه  | 
    رامین ناصح
  دبیر کانون آینده نگری ایران

 

 یادداشتی به مناسبت سالروز درگذشت

 مهندس نظام الدین موحد

از جمع یاران دلنوازان جمله رفتند
مژگان گشا کافسانه سازان جمله رفتند...
استاد ادیب برومند

در تمام طول فعالتیهای اجتماعی‌ام، مهندس نظام الدین موحد از نادرترین پدیده‌هایی بود که با آنها آشنا شدم. ویژگی‌های شخصیتی و کرامتهای اخلاقی مهندس، الگوی خوبی بود برای همه جوانان آینده نگر و آینده ساز که قصد داشتند در عرصه کوششهای اجتماعی نقش آفرین باشند.
شادروان موحد همچون پدری مهربان بر فعالیتهای جوانان نظارت می‌کرد، با صبر و حوصله حرفهای دلشان را می‌شنید و رهنمودهای سازنده خود را بیان می‌داشت. او سرشار از مهر و محبت نسبت به همه انسانها بود و عمرش را وقف خدمت به آدمیان و سود رساندن به همنوعان کرد و مصداق حدیث شریف «خیر الناس انفعهم للناس» بود.
مهندس موحد انسانی مومن و پایبند به باورهای معنوی خود بود و اخلاق و شرافت انسانی را لازمه دینداری می‌دانست. بخاطر دارم در جریان زلزله بم بیشترین فعالیتها و تکاپوها را انجام داد و از جمله کارهای او، حفر چند چاه در بم بود.
با وجود شان و جایگاهی که داشت، تواضع و فروتنی او بی‌نظیر بود و همین مسئله سبب محبوبیت فراوان وی در میان همفکران و بخصوص نیروهای جوان بود. جوانان برای اینکه استعدادهایشان شکوفا شود، باید جدی گرفته شوند و «فرصت اشتباه کردن» در اختیار آنها قرار گیرد. مهندس با شور و انرژی وصف ناپذیری برای جوانان صحبت می‌کرد و به آنان امید و انگیزه می‌داد که برای ساختن جامعه‌ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت تلاش کنند.
من با اینکه حدود ۶۰ سال با آن مرحوم فاصله سنی داشتم، او را همچون دوستی مشفق و صمیمی در کنار خود می‌دیدم و هیچ خبری از آن شکافی که بین نسلهای مختلف وجود دارد نبود.
مبنای تفکر و عمل مهندس موحد، اندیشه عدالتخواهی و جامعه گرایی او بود و مرارتهایی را در این راه متحمل شد که بخش بسیار کوچکی از آن، می‌توانست یک انسان عادی را از ادامه فعالیت منصرف کند. اما او انسانی عادی نبود؛ کوهمردی بود استوار که با توفانهای سهمگین نیز از جای خود تکان نمی‌خورد. عزم راسخ و سختکوشی و خستگی ناپذیری او، در همفکران و همکارانش تولید انگیزه و انرژی می‌کرد.
مرحوم موحد در زمره نیروهای ملی قرار می‌گیرد. اما ملی گرایی او متعادل و انسانی بود و هرگز به دام ناسیونالیسم افراطی که از خطرناکترین اندیشه‌های اجتماعی است و در طول تاریخ مسبب جنگهای خانمانسوزی بین گروههای مختلف انسانی بوده است، نیفتاد. او ملی بود به معنای مردمی، جامعه گرا، عدالتجو، آزادیخواه و استقلال طلب. ملی گرایی او متاثر و شبیه به اندیشه مصدق کبیر بود و نه ناسیونالیسم باستانگرای رضاخانی.
او میانه روی و اعتدال را به ما می‌آموخت و جوانان را از تندروی و شتاب در رسیدن به اهداف اجتماعی بر حذر می‌داشت. معتقد بود نهادهای مدنی (احزاب، NGOها، اصناف و...) مدارس دموکراسی هستند و تاکید فراوانی بر تقویت و گسترش این سازمانها داشت و آنها را وسیله‌ای برای نهادینه شدن «تربیت دموکراتیک» و «روحیه کار جمعی» در جامعه می‌دانست.
مهندس موحد را می‌توان یک پدیده دانست. فقدان او برای جامعه روشنفکری ایران بسیار ملموس و محسوس است. او گرچه با تمام توان برای نیل به اهداف انسانی خود می‌کوشید، اما برایش مهم نبود که اثربخشی این فعالیتها در درازمدت و پس از درگذشتش هویدا شود. از اینجهت براستی می‌توان او را اندیشمندی آینده نگر دانست که با چشمانی پر از شگفتی و امید به فرداهای روشن برای ایران می‌نگریست. روانش شاد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   بهروز سورن

کاروانی از ستاره ها  

اما آشکار است که علیرغم قلع و قمع وحشیانه  دانشجویان آگاه صدای اعتراض آنان هیچوقت به خاموشی نگرائید و امروز آسمان دانشگاهها دوباره پرستاره است.

 ستاره هائی که در سیاهچالهای مخوف و شکنجه خانه های دهشت آور جمهوری اسلامی نیز آرام و قرار نداشته و خروش آزادی خواهی و برابری طلبی انان فضای دانشگاههای ایران را آکنده  است.

 ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  ویدا فرهودی

آتش بزن*

 

خود را مسوزان، بر ریا، وَهــم و گـمان آتش بزن
رنجی چو می کاوَد ترا، بر کـُنه ِ آن آتش بزن

عمری سپردی،باورت،بر ناکسان! کو یاورت؟
کو دست غیبی بر سرت ؟ بر آن دکان آتش بزن

گفتم دکان چون کـَسب شان دلالی ِ جنگ است و کین
افشا کن این دلاله ها، بر کـَسب شان آتش بزن

جامی بنوش از عاشقی،بر آن فقط چون لایقی
بر زهد و بر زَهـرآبه اش،بر شوکران آتش بزن

سرد است اگر هستی کنون، ازفرط تخدیر و سکون
پیمانه پُـر کن از جنون، بر استخوان آتش بزن

شوریده وش با سرکشی،فرصت مده برخامشی
بیـداد را فریاد کن، جای فغـان، آتش بزن

تازیده گر با نام دین، بیگانه بر ایران زمین
این فتنه ی سی ساله را، رسواکنان آتش بزن

بگسل عزای خسته را، گرییدن ِ پیوسته را
با شور شعرم همصدا ،برنوحه خوان آتش بزن

هم میهنی ای همزبان،اندرز ناچیزم بخوان
بردشمنان با شعله ی سرخ بیان آتش بزن

با برق چشم مادران، از داغ صد ها نوجوان
جلاد جنگ افروز را بر قلب جان آتش بزن

مام وطن افسرده است، درد تو اش آزرده است
تا خوش شود احوال او، برخائنان آتش بزن

ویدا فرهودی
پاریس- زمستان ۱۳۸۷

* "یک چانباز دیگر خود را به آتش کشید." بر گرفته از اخبار روز پنج شنبه اول اسفند ۱۳۸۷

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   رامین  ناصح ، فرامرز عنبران  

جلسه معارفه و هماهنگی کمیسیون کارآفرینی کانون آینده نگری در تهران

       در این جلسه، ابتدا رامین ناصح دبیرکل کانون در نطق پیش از دستور خود، توضیحاتی را درباره تاریخچه، دیدگاهها و برنامه‌های تشکل متبوعش بیان داشت. وی در بیاناتش گفت: کانون آینده نگری با حضور و عضویت اساتید و چهره‌های شاخص کشور در رشته‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، هنری و ورزشی فعال است و با انتشار نشریات و کتابها و برگزاری سمینارها و جلسات عمدتا رایگان در جهت سامان یافتن افکار جامعه و نهادینه کردن تفکر آینده نگری در همه عرصه‌های زندگی بشر فعالیت می‌کند.

      در بخش دیگری از این نشست، «مهندس فرامرز عنبران» عضو شورای مرکزی کانون آینده نگری و دبیر کمیسیون کارآفرینی این کانون گفت: کانون آینده نگری به مدیریت آقای ناصح یک موسسه بسیار بزرگ است که با داشتن ۵۰ کمیسیون فعال که یکی از آنها کارآفرینی است، روزهای شنبه هر هفته جلسات هم اندیشی و آموزشی کارآفرینی را بطور تقریبا رایگان برگزار می‌کند و هدف، استفاده از پتانسیلهاست و استقبال از این برنامه‌ها بسیار خوب بوده است. این کمیسیون با ۱۵۰۰ نفر از اعضا و علاقمندان خود در ارتباط است. مملکت ما به کارآفرینی نیاز دارد. و ان شاء الله مفید واقع شویم برای خودمان، درجه دوم برای خانواده و بعد برای کشورمان. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   مهدی مؤیدزاده

آنجا که آزادی نیست انتصابات جانشین انتخابات است

 سی سال پیش هنگامیکه ستونهای استبداد سلطنتی درحال فروریختن بود، دلباختگان آزادی به امید طلوع صبح آزادی بودند ولی دریغا که انتظار آنان بر آورده نشد چون تازه بقدرت رسیدگان، اندیشه های دیگر داشتند و آزادی را برای همگان نمی خواستند و به دموکراسی مبتنی براعلامیه جهانی حقوق بشر باور نداشتند و این ناباوری به دمکراسی درانتخابات هم بعدها بشکل های گوناگون چون نظارت استصوابی وخودی وغیر خودی نمایان گشت. دراین سه دهه بارها انتخابات انجام شده است ولی درنبود آزادی انتخاب چگونه معنی پیدا میکند؟


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:26  توسط پرویز داورپناه  | 
 

گذرنامه ایرانی در قعر جدول جهانی اعتبار

رتبه جهانی کشورها برحسب آزادی سفر بدون ویزا
 
عصر ایران- در دنیای امروز، محدودیت ویزا نقش مهمی در کنترل سفرهای اتباع خارجی بین کشورها ایفا می کند. شرایط اخذ ویزا بیانگر روابط بین کشورها بوده و روابط و شرایط یک کشور را در جامعه بین المللی نشان میدهد.

براساس رتبه بندی موسسه هادلی برای سال ۲۰۰۸، شهروندان دانمارک، فنلاند، ایرلند و پرتغال دارای بیشترین آزادی های سفر هستند به نحوی که می توانند آزادانه به ۱۵۷ کشور (برای دانمارک) و ۱۵۶ کشور (برای فنلاند، ایرلند و پرتغال) جهان سفر کنند.

در این میان ایرانی ها مشترکاً با پاکستانی ها از توان سفر به ۲۵ کشور جهان بدون ویزا برخوردار هستند که از این نظر بالاتر از عراقی ها (۲۳ کشور) و افغان ها(۲۲ کشور) در رتبه ۸۷ جهانی قرار گرفته اند.
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  خوله القزويني

انتشار رماني درباره «احمدي‌نژاد» در جهان

 خوش آمديد ... جناب رئيس جمهور

خبرگزاري فارس: براي نخستين بار، يك نويسنده خارجي رماني درباره محمود احمدی نژاد نوشته كه همزمان در چند كشور جهان توزيع شده است.

به گزارش خبرنگار فارس، اين رمان كه «اهلاً .. سيادة الرئيس» (خوش آمديد ... جناب رئيس جمهور) نام دارد به قلم «خوله القزويني» نويسنده كويتي به زبان عربي نوشته شده است.
نويسنده در اين رمان ۳۳۵ صفحه‌اى مراحل مختلف زندگى رييس جمهور ايران را در ۳۰ فصل به صورت داستان روايت كرده است.
اين رمان‌نويس زن عرب در رمان خود از «احمدي‌نژاد» به عنوان قهرمانى انقلابى و رئيس جمهوري مصلح نام مى‌برد.

 «خوله القزويني» مى‌نويسد كه قهرمان داستان در ميان اقشار مستضعف و آسيب‌پذير جامعه چشم به جهان گشوده و پس از طى مراحل علمى و دانشگاهى با انتخاب مردم به قدرت رسيده است.
رمان «اهلا ... سيادة الرئيس» توسط انتشارات مؤسسة البلاغ در بيروت منتشر شده است.
اين رمان در تيراژ وسيعى در سطح جهان عرب توزيع شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  اشتباهات تاریخی انگلیس و امریکا 

  جک استراو:  بركناري مصدق اشتباه بوده است.

به نظر من، اين انگليس است كه در درك ايران دچار مشكل شده و نه ايران در درك ما.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، جك استراو، وزير امور خارجه سابق بريتانيا، سخنان مهم خود را در افتتاح نمايشگاه تاريخي «ايران در دوره شاه عباس» كه در لندن برگذار شد، بيان نمود.


استراو با تأكيد بر اين‌كه غرب در شناخت بزرگي ايران و نقش آن در ثبات منطقه دچار اشتباه بوده است، سياست‌هاي گذشته بريتانيا و آمريكا را در مقاطع گوناگون تاريخي برشمرد و به ميهمانان انگليسي يادآوري کرد، در حاليكه ما حافظه تاريخي خود را از دست داده‌ايم مردم ايران تا پايين‌ترين سطوح از اين مسائل آگاهند.

استراو براي حاضران انحصار تنباكو در قرن نوزدهم را خنده‌دار و نامعقول و قراداد نفتي در قرن بيستم با ايران را اخاذي صريح ناميد.

استراو همچنين دخالت انگليس و آمريكا را در سرنگوني دولت برگزیده و دمكراتيك مصدق در سال ۱۹۵۳ كه با حمايت مدافعانه از شاه به رغم برخوردار نبودن از حمايت مردم بوده است را از اشتباهات تاريخي برشمرد و اشاره نمود، هرچند ما فراموشكاريم، ولي ايراني‌ها فراموشكار نيستند.

در اين سخنان مهم و جالب، استراو با اشاره به تاريخ كهن ايران و تأكيد بر نقش مذهب در تحكيم استقلال در هر دو كشور ايران و بريتانيا، نتيجه مي‌گيرد كه بايد بزرگي ايران و مردم آن را باور كرد.

برخي در انگلستان ممكن است تعجب كنند كه چرا ايران را امروز جمهوري اسلامي مي‌خوانند (جك استرا با بيرون آوردن يك سكه از جيب خود ادامه داد) اگر به اين سكه نگاه كنيد، يك واژه اختصاري لاتين روي سكه ما مي‌بينيد كه مي‌گويد: ملكه انگلستان حافظ دين و ايمان است.

در قرن نوزدهم انحصار تنباكو بسيار خنده‌دار و نامعقول بود، به گونه‌اي كه همه ايران آن را تحريم كردند (تحريم تنباكو) و نيز قرارداد نفتي آغاز قرن بيستم به راستي اخاذي صريح بود (اشاره به قرارداد دارسي).

 كمك به رضاشاه و مشاركت در كودتا عليه مصدق از اشتباهات انگليس بود

چشم بستن روي حكومت رضاشاه كه تقليدي بي‌مايه از آتاتورك بود و جامعه، حساسيتي بيشتر از تركيه داشت،
 اشغال ايران توسط انگليس و آمريكا و شوروي در خلال پنج سال جنگ جهاني دوم،
مداخله مستقيم به همراه آمريكا در بركناري دولت برگزیده و دمكراتيك مصدق در سال ۱۹۵۳ كه با حمايت از شاه به رغم برخوردار نبودن از حمايت مردم ادامه يافت، از جمله این اشتباهات بوده اند

به نظر من اين انگليس است كه در درك ايران دچار مشكل مي‌باشد و نه ايران در درك ما.

همانطور كه رئيس موزه بريتانيا دو هفته قبل در روزنامه فاينشنال تايمز گفت كه بسيار از انگليسي‌ها فراموش‌ كرده‌اند كه در تاريخ بين سال‌هاي ۱۹۵۰-۱۸۲۰ بريتانيا بر زندگي سياسي ايران سيطره داشت و اتفاقاتي كه در ايران رخ داد به طور عمده‌اي ناشي از مداخلات بريتانيا بود.

ايراني‌ها در پایين‌ترين سطح نيز از اين مسائل مطلعند، در حالي كه انگليسي‌ها حافظه گذشته را فراموش كرده‌اند. اين وجهي بسيار نامتقارن است.
 

  

 جک استراو در هرالد تریبون

http://www.iht.com/articles/2009/02/20/arts/melik21.php

 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

علي اکبر قاضي زاده

اشراف عصر پهلوي

همين اشراف تازه به دولت رسيده، وقتي شهريور ۱۳۲۰ پيش آمد، در برابر هجوم بيگانه جاخالي کردند.حتي يکي از آن نظاميان باشکوه و پر ابهت، حتي يکي از آن سياست بازان نامدار و حتي يکي از آن جان نثاران که در هر مناسبت فريادهاي گوش خراش زنده باد سر مي دادند، يک سنگ به سوي مهاجمان متفق نينداخت.

پهلوي شکلي از توسعه موضعي را به ضرب کاشتن تخم ترس و هراس در دل ها ممکن ساخت. اما با دست کم گرفتن انگيزه ها و حس دلبستگي مردم، با دست کم گرفتن خطر بيگانگي آن توسعه خشن با فرهنگ و با دل مردم، آن حکومت ۲۰ ساله را به کابوسي مبدل کرد که همه، حتي فرزندان او، پايانش را با خوشدلي استقبال کردند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 14:49  توسط پرویز داورپناه  | 
 

  تاریخ 

  علامه دهخدا

روز هشتم اسفندماه سال ۱۳۳۴ علی‌اكبر دهخدا، محقق و نویسندهٌ ترقیخواه ایران درگذشت. علی اكبر دهخدا در سال ۱۲۹۷ هجری قمری، در تهران متولد شد. وی در دوران انقلاب مشروطه، با همكاری میرزا جهانگیرخان شیرازی، روزنامهٌ صوراسرافیل را كه از نشریات معتبر و مترقی دوران مشروطیت بود منتشر ساخت. دهخدا با امضای مستعار دخو، علیه استبداد محمدعلیشاه مطالبش را به رشتهٌ تحریر درمی‌آورد. دهخدا پس از فتح تهران به دست مجاهدان و خلع محمدعلی شاه از سلطنت، از تهران و كرمان به نمایندگی مجلس انتخاب گردید. 

 لغت‌نامهٌ دهخدا كه با ارزش‌ترین اثر او و یكی از معتبرترین منابع زبان فارسی می‌باشد، حاصل بیش از ۴۵سال كار تحقیقی دهخدا در همین دوران است.

با اوجگیری نهضت ملی‌شدن صنعت نفت به رهبری دكترمصدق، بار دیگر، دهخدا برغم كهولت سن، به حمایت از جنبش ضداستعماری مردم ایران و پیشوای آن پرداخت. دهخدا در اوایل اسفند ماه سال۱۳۲۹ به‌منظور كمك به‌مردم و دولت ملی مصدق مبادرت به‌تأسیس جمعیت مبارزه با بیسوادی نمود. او تنها خانهٌ پدری خود را فروخت و برای كمك به‌مصدق آن را هدیه كرد. پس‌از كودتای ننگین ۲۸مرداد ۱۳۳۲، كودتاگران سراغ دهخدا رفتند و چندین‌بار او را مورد بازجویی قرار دادند. در آخرین‌باری كه مورد بازجویی قرار گرفته بود، در یك نیمه‌شب زمستانی، در پشت خانه‌اش رها شد. او آن‌چنان بی‌رمق و ضعیف شده بود كه نمی‌توانست در بزند و تا‌صبح پشت در افتاده بود. صبح روز بعد خدمتكارش او را پشت در می‌یابد و پیكر نیمه‌جانش را به‌خانه می‌برد. دهخدا بر اثر این اقدام به بیماری ذات الریه دچار شد و وفات یافت. دهخدا در قبرستان ابن بابویه به خاك سپرده شد. از دهخدا آثار گرانبهایی باقی مانده است كه در مجموعه‌هایی نظیر چرند و پرند، امثال و حكم، نامه‌های سیاسی، مقالات دهخدا، دیوان دهخدا و بالاخره اثر جاودانهٌ او، لغت‌نامهٌ دهخدا جمع‌آوری و تألیف شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اسامی ۲۵ نفر از دانشجویان پلی تکنیک

در زندان اوین

 

خبرنامه امیرکبیر: با حملات کینه ورزانه نیروهای امنیتی به دانشجویان پلی تکنیک و بازداشت های گسترده دانشجویان طی روزهای گذشته هم اکنون بیش از ۳۰ دانشجوی پلی تکنیک در زندان مخوف اوین در بازداشت بسر می برند.
 اسامی زیر مربوط به ۲۵ دانشجوی پلی تکنیک است که بازداشت و انتقال آنان به زندان اوین تایید شده است. از وضعیت ۸ دانشجوی دیگر اطلاعی در دسترس نمی باشد که تا زمان مشخص شدن وضعیت آنها از ذکر نامشان خودداری می شود.
اسامی این ۲۵دانشجو عبارتند از:
 ۱- جعفر اعتقادی پور / ۲- پاشا امیرمظفری / ۳- سعید برزگر / ۴- رضا بلباسی / ۵- حسین ترکاشوند / ۶- علیرضا تقوی / ۷- مجید توکلی / ۸- عباس حکیم زاده / ۹- سجاد خادم / ۱۰- محمد خطایی / ۱۱- کوروش دانشیار / ۱۲- انوشیروان زاهدی / ۱۳- رسول سرمدی / ۱۴- اسماعیل سلمانپور / ۱۵- کبیر فاضلی / ۱۶- روشنک فانی / ۱۷- احمد قصابان / ۱۸- ابراهیم قربانپور / ۱۹- پاشا کوهساری / ۲۰- نوید گرگین / ۲۱- حمید میر حسینی / ۲۲- مهدی مشایخی / ۲۳- نریمان مصطفوی / ۲۴- محمد نصیری / ۲۵- مهدی یعقوبی 
 از این ۲۵ دانشجوی پلی تکنیک مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی و احمد قصابان در ساعت ۷ صبح بامداد روز گذشته با حمله همزمان نیروهای وزارت اطلاعات به منازل آنها بازداشت شدند. مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار از حدود ۱ ماه پیش بازداشت و به زندان اوین منتقل شده اند. پس از اعتراضات دانشجویان به پروژه دفن شهید، نیز بیش از ۷۰ دانشجو بازداشت و به کلانتری ۱۰۷ فلسطین منتقل شدند که اکثر آنان پس از ۱ روز آزاد شدند، اما بیش از ۲۰ دانشجو از میان آنان روانه زندان اوین شدند.
 
 یکی از سردمداران بسیجی در ضرب و شتم  دانشجویان

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 ع. ش. اروند

 به سیمرغ  قاف  ایران

محمد مصدق

 

            ــ بر برگ های باغ ــ

 

چون کاج های لخت ِ تهیدست ِسرفراز

بر اوج آسمان ِ خدا سر کشیده ام

در زیر بار ِ عزلت ِ سنگین ِ قامتم

نه یک دم آرمیده نه  هرگز خمیده ام


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 12:49  توسط پرویز داورپناه  | 

 

روزگار غلا‌مرضا تختي در آمريكا 

  طنز تلخي است. غلامرضا تختی نوه جهان‌پهلوان تختي  ـ که همنام پدر بزرگ است ـ اکنون در آمريكا زندگي مي‌كند. در سايت اينترنتي‌اش، كريسمس و سال نو ميلا‌دي را با عكس‌هايي از كاج‌هاي تزئين‌شده جشن مي‌گيرد. و از «هالوين» مي‌نويسد. 

  غلا‌مرضا تختي در آمريكا آرام ‌آرام بزرگ مي‌شود و به فرهنگ آمريكا آرام ‌آرام خو مي‌كند. او كه بايد بيش از هركسي شبيه پدربزرگش باشد و احتمالا‌ هم هست،هزاران كيلومتر از ايران دور شده است.

  او كه حالا‌ ۱۴ ساله است و به سختي تلا‌ش مي‌كند در غربت همچنان غلا‌مرضا تختي بماند، سال پيش در چنين روزهايي از ياد پدربزگ نوشته بود. اين يادداشت كوتاه، سرشار از غم و شوق و لبخند و اشك است:

"ديروز سالگرد پدربزرگم بود و ما نبوديم. آن سال‌هايي كه بوديم مامانم و بابام شير و موز مي‌آوردن مدرسه. بعد از مدرسه هم، من و مامانم مي‌رفتيم خانه مادربزرگم و صبر مي‌كرديم تا شب كه بابام بياد از ابن‌بابويه و حسينيه ارشاد... تلويزيون روشن بود اما پدرم را نشان نمي‌دادند. اين بود كه همه خيال مي‌كردند بابام نرفته.ما مجبور بوديم به تلفن‌ها جواب بدهيم و بگوييم كه بابام آنجا بود... بعد همه فهميدند كه چرا بابام را نشان نمي‌دهند، با اينكه او از همه بلندتر و پرزورتر و قشنگ‌تر است و تازه فرزند جهان‌پهلوان هم هست... من اينجا كه آمدم به مادرم گفتم هيچ‌كس مرا نمي‌شناسد و من چطور بروم مدرسه؟
  تو ايران همه مي‌دانستند من كي هستم اما اينجا چه كسي مي‌فهمد؟ مادرم گفت چه بهتر، خودت بايد كاري كني كه همه تو را بشناسند. اين بود كه درس خواندم خيلي. تو زبان انگليسي اول شدم، بين دانش‌آموزان آمريكايي توي سه كلا‌س رياضي اول شدم و توي چهار كلا‌س علوم اول شدم و خيلي جايزه گرفتم؛ تازه به‌خاطر اينكه به يك بچه چيني كمك كردم كارت مخصوص به من دادند و تازه آن‌ وقت بود كه فهميدم من هم كمي خوب هستم.

  بعد يكي از معلم‌ها به من گفت درباره شب يلدا كار كنم، تحقيق كنم. كردم. ديدم چقدر قشنگ است شب يلدا. همان‌وقت دلم مي‌خواست بيايم ايران اما مادرم همين‌جا شب يلدا گرفت و خلا‌صه بعد از اين تحقيق معلمم جلوي همه به من گفت تو با آن قهرمان ايراني كه توي اينترنت اسمش پر است چه نسبتي داري...؟  گفتم نوه او هستم. همه برگشتن به من نگاه كردند و از آن روز كارم دو برابر شده. يكي براي خودم درس مي‌خوانم، يكي هم براي اينكه نگويند نوه جهان‌پهلوان چيزي سرش نمي‌شود."

 از همه ی شما که برایم کامنت می گذارید ممنون.

امروز خیلی دلم برای اقای متکی سوخت. بیچاره انگلیسی بلد نبود. خانم کریستین امانپور یک جلسه ای برای وزیران خارجه ی چند کشور ترتیب داده بود. همه انگلیسی حرف می زدند غیر از اقای متکی. وقتی که به او خندیدند من خیلی ناراحت شدم. می دانم که او دلش می خواست درست جواب بدهد اما چون انگلیسی نمی دانست سئوال ها را نمی فهمید.

+ نوشته شده توسط غلامرضا تختی در دوشنبه 14 بهمن1387 و ساعت 7:42 | 45 نظر
 
از وبلاگ غلامرضا تختی دیدن کنید http://cheragh75.blogfa.com
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
  تمایل آلمان به میانجیگری بین ایران و امریکا

 همزمان با سفر گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان به ايران و ديدارش با مقامات بلندپايه ايران، برخي اخبار از تمايل آلمان براي ميانجيگري ميان تهران و واشنگتن خبر مي دهد. اين خبري بود که روز گذشته به نقل از سفير ايران در آلمان عنوان شد. هر چند وي در گفت وگو با خبرنگاران اين نکته را نيز مورد تاکيد قرار داد که «هر کشوري که بخواهد براي حل مسائل بين ايران و امريکا اقدام کند بايد طرح مشخصي ارائه کند.»  اين اظهارات در حالي از سوي سفير ايران در آلمان مطرح شده است که گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان از دو روز قبل وارد تهران شده است تا با مقامات ايراني گفت وگو کند. هرچند وي بر اين امر که حامل هيچ پيامي از سوي امريکا براي ايران نيست تاکيد مي کند اما در عين حال از گفت وگوهاي ميان تهران و واشنگتن نيز استقبال کرده است. در اين ميان خبر ديگري نيز به نقل از شرودر عنوان شده است؛ خبري مبني بر اينکه وي از تهران خواسته است به بازنگري در مواضع خود درباره اسرائيل بپردازد و وقوع هولوکاست را نيز تکذيب نکند. صدراعظم سابق آلمان همچنين در اين ديدار به مقامات تهران توصيه کرد که اگر خواهان جدي گرفته شدن در عرصه بين المللي هستند از قوانين بين المللي پيروي کنند. به اين ترتيب شرودر طبق وعده خود با مقامات ايراني در خصوص مسائل سياسي گفت وگو کرده است. 

گرهارد شرودر با سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران دیدار و گفت و گو كرد.خبرگزاری آلمان گزارش داده كه این دیدار در فضایی گرم و دوستانه انجام شده است. خاتمی پس از دیدار با صدراعظم پیشین آلمان گفت: «ما دوستان خوب و قدیمی یکدیگر هستیم و زمانی که ما مسئولیت دولتی داشتیم، کشورهایمان بهترین روابط را داشتند.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پسته ایران در جهان 

تبليغات پسته ایران، اين محصول مهم صادراتي کشور، وارد تلويزيون‌هاي اروپايي شد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، شبکه خبري «يورونيوز» در نوبت‌هاي پياپي و در بخش‌هاي خبري مهم خود، به تبليغ پسته ايران مي‌پردازد. اين تبليغ که با محوريت سفره هفت‌سين انجام مي‌شود، پسته ممتاز ايران را به عنوان گل سرسبد خشکبار ايراني به مصرف‌کننده اروپايي معرفي مي‌کند.

هر نوبت پخش اين آگهي پانزده ثانيه‌اي که در ميان اخبار مهم «يورونيوز» پخش مي‌شود، چندين هزار يورو براي ایران هزينه دارد. این هزینه در حدود هزینه اسرائیل برای آگهی خلبان اسرائیلی رون آراد است که سالیان درازی است، بعنوان کمک به تلویزیون های ایرانی در امریکا (لوس آنجلس)، پرداخت می شود.

شبکه خبري «سي.ان.ان»، با توجه قرار دادن اين تبليغ اعلام کرد: ايراني‌ها پس از تبليغات محصولات توليدي خود در سطح آسيا و در ميادين ورزشي، اين بار به تبليغات تلويزيوني روي آورده و از فرش و پسته خود با هويت‌هاي باستاني ايران دفاع مي‌کنند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  مهدیه گلرو

نامه سرگشاده به احمدی نژاد 

 

آه به خاطر نداشتم تو اصلا نمیدانی در ایران زندان است!! تو اصلا نمی دانی ایرانی گرسنه است، معلم نان ندارد، زن شهروند درجه دو است و دانشجو در پادگان درس می خواند.نمی دانی چون اگر میدانستی امروز در پاستور نبودی که اگر میدانستی حتما خجالت میکشیدی و چنین سر بالا نمی گرفتی. چرامهری که می گویی به من و هموطنانم روا نمیداری؟


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 0:14  توسط پرویز داورپناه  | 

خبر فوری

 ممانعت از تجمع دراویش در مقابل مجلس

و محاصره حسینیه "امیر سلیمانی" 

صبح امروز ۳ اسفند حسب گزارشات و اطلاعیه های منتشر شده روز گذشته در خصوص تجمع پیروان سلسله دروایش نعمت الهی گنابادی در مقابل مجلس، پیروان این فرقه به صورت خودجوش از نقاط مختلف کشور (قوچان، سمنان، عسلویه، لرستان، نیشابور و ...) در اعتراض به تخریب روز چهارشنبه هفته گذشته یکی از اماکن مذهبی خود و موارد دیگر نقض حقوقشان از سوی حاکمیت، مقابل مجلس تجمع نمودند.

به گزارش، گزارشگران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ساعات اولیه صبح امروز، میدان بهارستان و اطراف مجلس در محاصره نیروهای انتظامی و امنیتی قرارگرفت و از هرگونه توقفی ممانعت بعمل آمد و عده ای از حاضرین در محل مورد ضرب و شتم نیروهای نظامی قرار گرفته و تعدادی نیز که آمار دقیقی در دست نیست بازداشت شدند.  

پس از ممانعت نیروهای نظامی از برگذاری تجمع دراویش گنابادی در مقابل مجلس و با عزیمت پیروان این سلسله به حسینیه "امیر سلیمانی"، این محل با چهار هزار نفر حاضران به محاصره نیروهای امنیتی درآمد، احتمال یورش و بازداشت‌های گسترده وجود دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سارا کریمی

صدای زنانه زیر است یا بم؟ 

آن روز تمام مدت به این فکر می کردم که اگر مردها صدای زنها را بشنوند چه می شود و چون به نتیجه ای نرسیدم فردای آن روز از معلمم پرسیدم. اما جوابم فقط دو جمله بسیار کوتاه بود:«خوب نیست. زشته.» چرا زشته؟ چی زشته؟ اگر زشته چرا وقتی مجری می شوم اینقدر خوب به نظر می آیم؟!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:44  توسط پرویز داورپناه  | 
  

 تکرارجنایت علیه

دراویش نعمت اللهی گنابادی دراصفهان

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از اصفهان، پس از حمله ماموران لباس شخصی و نیروهای گارد ویژه به مجلس دراویش سلسله نعمت اللهی  گنابادی در کنار خرابه های مقبره درویش ناصرعلی و پرتاب گاز اشک آور و ضرب و شتم دراویش به وسیله باتوم و سنگ و چوب، این درگیریها به خیابان های اطراف تخت فولاد اصفهان تا نزدیکیهای میدان شیرازکشیده شد. در حمله مهاجمین در ساعات اولیه بیش از ۷۰ تن از مردان، زنان و کودکان دراویش زخمی و مجروح شده وبه بیمارستان انتقال یافتند.

نیروهای گارد ویژه با بلند گو وبه این عنوان که 

 "مردم، اینها بهایی هستند آنها را از بین ببرید"!!

 مردم را تحریک به حمله علیه دراویش  می کردند.

تردد و صدای آژیر آمبولانسها و خودروهای پلیس  تا ساعت ۷ شب  ادامه داشته ونیروهای لباس شخصی و امنیتی در منطقه تخت فولاد عملا اعلام حکومت نظامی نموده اند .

تعداد دستگیرشدگان این واقعه بیش از ۵۰ تن گزارش شده است و آقایان علی جان نثار ،یاسر عالیوند ، مهدی صفی خانی ،احمد کریمی و مهدی کریمی توسط نیروهای امنیتی به نقطه نامعلومی انتقال یافتند .

یکی از دراویش در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار داشت: در مراجعه به استانداری و مراکز قضایی و ارگانهای اجرایی برای جلوگیری از گسترش این جنایت گفته اند: "که خبری در خصوص درگیری به ما گزارش نشده است!! هر وقت گزارش شد پیگیری می کنیم" . 

 

  مصاحبه دکتر مصطفی آزمایش با رادیو فرانسه، کلیک کنید

 

اطلاعیه مهم دراویش

یاران و عزیزان ایمانی و مدافعین حقوق بشر؛

 در پی حملات گستردۀ نیروهای امنیتی - انتظامی و بسیج طی سه سال گذشته به حسینیه ها و اماکن عبادی برادران شیعۀ مکتب درویشی علی الخصوص در راستای تنش ها و خرابی های صورت گرفته و تضییع حقوق بشر در چند روز گذشته و تجاوزات دستگاههای سرکوب و گارد ویژه به مزار و اماکن متبرکۀ بزرگان عرفان و تصوف و میراث فرهنگی میهن عزیزمان ایران، اجتماعی مسالمت آمیز روز شنبه ٣ اسفند ماه ساعت ۱۱مقابل مجلس شورای اسلامی واقع در میدان بهارستان – تهران برگزار می شود. از علاقه مندان تقاضا می شود حضور بهم رسانده و به اطلاع دوستان و عزیزان نیز برسانند.

به امید دیدار

www.rajm.org

 

دراویش اصفهان در زندان

همچنان تعدادي در حدود ۵۰ تن از دراویش گنابادی بازداشتي كه در بند امنیت اخلاقی زندان دستجرد به سر می برند در بند ميباشند كه برخي از آنها مجروح هستند و در زندان نيز مورد معالجه قرار نگرفته‌اند. بازداشت شدگان در زندان نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و زخمي‌هاي آنها را نيز نزد پزشك زندان نفرستادند. گفته ميشود در ميان آسيب ديدگان از حملات نيروهاي امنيتي به فرماندهي يگان ويژه بنام حجازي و فرمانده نيروهاي لباس شخصي به نام استكي منجر به زخمي شدن بسياري از زنان و كودكان نيز شده كه در ميان آنها دو نفر زن به نامهاي شيراني و صافي مشاهده ميشوند كه در اثر اصابت باطوم برقي سخت مجروح شده‌اند.

اسامی بعضي از دراویش زخمي بازداشت شده:
احمد کریمی
علیرضا کریمی
جعفر اشراقی
حمید سید صالحی
خدا دوست
رامین اشکوه
سعید یزدانی
شیرانی
عباس امینی
علی جان‌نثار
علیرضا سلیمی
گلزار
مجید علیمرادی
محسن کرد زنگنه
میلاد احمدخان
محمد احمدخان
محمد ايلانلویی
مهدی باقری
مهدی صفیخانی
مهدی کریمی
میلاد عادلپور
نعمتی
یاسر عالیوند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  م. سحر

عشـق ِ ایــران کلیـــد ِ دشــواری ست !

میهن آزردهء ستمکاری ست
ننگِ سی ساله همچنان جاری ست


قشر ِ روحانیت به نام خدا
سخت مشغول مردم آزاری ست

 ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منتظر الزيدي در دادگاه:

براي حفظ غرور ملي و اعتبارعراق، كفش‌هايم را به سوي بوش پرتاب كردم

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منتظر الزيدي، خبرنگار عراقي شبكه البغداديه كه كفش‌هايش را به سوي جورج پرتاب كرد، در اولين جلسه‌ي محاكمه‌ي خود گفت قصد آزار رساندن به بوش يا ناراحت كردن نوري المالكي، نخست وزير عراق را نداشته است.

الزيدي گفت: آنچه مرا وادار به انجام اين كار ساخت تحقير عراق به دليل اشغال كشورم توسط آمريكا و قتل مردم بيگناه عراق بود. من مي‌خواستم غرور عراقي‌ها را به هر طريق ممكن به جز استفاده از سلاح احيا كنم.

اين خبرنگار ۳۰ ساله در مقابل سه قاضي دادگاه و در ميان تشويق و تحسين حاضران و حاميانش در دادگاه اظهار داشت: من كل كشورم را در فاجعه و مصيبت مي‌ديدم در حالي كه بوش با خنده‌اي خونسردانه و بي‌روح به ما مي‌نگريست. پس از مرگ اين همه عراقي و از بين رفتن اقتصاد كشورم او براي خداحافظي آمده بود.

الزيدي هنگام پرتاب كفش‌هايش به سوي بوش فرياد زد: اين بوسه‌ي خداحافظي ما است، سگ. اينها از جانب بيوه‌زنان، يتيمان و كساني است كه در عراق كشته شدند.

دادستان دادگاه گفت كه الزيدي متهم به حمله به يك رهبر خارجي است كه ۱۵ سال حبس را براي وي در بر خواهد گذاشت . وكيلان دفاع مي‌گويند: از آنجا كه بوش در يك ديدار رسمي از بغداد نبوده و سفرش بدون دعوت و اعلام نشده صورت گرفته اتهام حمله به يك رهبر خارجي عليه الزيدي صدق نمي‌كند.

خواهر الزيدي نيز گفت: ما از آنچه منتظر انجام داد احساس غرور مي‌كنيم. بوش در عراق مهمان نبود و به دعوت مردم عراق به اينجا نيامده بود، او يك اشغالگر است.

 

  داستان کوتاه طنزآمیز
مرد مهربون

 
تعدادی مرد در رخت كن یك باشگاه گلف هستند. موبایل یكی از آنها زنگ می زند, مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیكر می گذارد و شروع به صحبت می كند. همه ساكت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند!

مرد: بله بفرمایید ...

زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟

مرد:سلام بله باشگاه هستم.

زن: من الان توی فروشگاهم یك كت چرمی خیلی شیك دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟

مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر .

زن:می دونی از كنار نمایشگاه ماشین هم كه رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی كه خیلی دوست داشتم رو واسه  فروش آوردن خیلی دلم میخواد یكی از اون ها رو داشته باشم ...

مرد:چنده؟

زن:شصت هزار دلار!!!

مرد:باشه اما با این قیمتی كه داره باید مطمئن بشی كه همه چیزش رو به راهه !!!

زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوستت دارم .

مرد:خداحافظ عزیزم...

مرد گوشی را قطع میكند. مرد های دیگر با تعجب مات و  مبهوت به او خیره میشوند!!!
 
بعد مرد می پرسد: ببخشیداین گوشی مال كیه؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 مسیح علی نژاد

آقای لاریجانی ! بوی گوشت سوخته ی یک معتاد شرف دارد به بوی دهان تو!

اگر هنگام واقعه ملتی در کنار آتش می‌ایستادند از بوی گوشت سوخته بدن یک معتاد هرگز چندش‌شان نمی‌شد اما آنگاه که در برابر مرگ یک انسان٫ دهانی باز می‌شود و به جای دلجویی٫ شروع به توجیه می‌کند، بی شک ملتی دست به سمت بینی اش می‌برد تا بوی غیرانسانی این کلمات آزارش ندهد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 10:25  توسط پرویز داورپناه  | 
 

هیلاری کلینتون

آمادگي امريکا براي برقراري روابط مشروط با کره شمالي

 هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا که به آسيا سفر کرده است روز گذشته در ژاپن اعلام کرد در اجراي سياست خارجي امريکا تعادل و هماهنگي بيشتري را به کار خواهد بست. کلينتون که در سفارت امريکا در توکيو سخن مي گفت با اشاره به تاکيد دولت جرج بوش رئيس جمهور سابق امريکا بر قدرت نظامي، به جمعيت حاضر در سفارت امريکا در توکيو گفت دولت باراک اوباما به دنبال ايجاد تعادل بين دفاع نظامي، ديپلماسي و توسعه است. به گزارش آسوشيتدپرس، وي در اولين سفر خارجي خود به عنوان وزير امور خارجه امريکا تصريح کرد؛ ما درباره سه چيز صحبت مي کنيم؛ دفاع، ديپلماسي و توسعه. وزير امور خارجه امريکا در توضيح اين سخن خود گفت؛ ما معتقديم اين سه اصل با هم مرتبطند. اگر يکي از آنها نسبت به دو تاي ديگر نامتناسب باشد، سياست هاي ما و نقش ما در جهان از تعادل خارج مي شود. 
کره شمالي روز دوشنبه درست زماني که هيلاري کلينتون وارد ژاپن شد و از سوي مقامات دولت ژاپن مورد استقبال قرار گرفت در اقدامي که آشکارا با هدف جلب کردن توجه ها به پيونگ يانگ انجام شد، اعلام کرد قصد دارد موشکي دور برد را آزمايش کند که مي تواند اهدافي در امريکا را نيز هدف قرار دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  معرفی کتاب

«همنوا با مرغ سحر»

  زندگي و شعر دهخدا

 تاليف بلقيس سليماني

دسته کتاب هاي زندگينامه يي همواره در بازار کتاب مخاطب خودش را داشته است، چه کساني که براي تحقيق هاي دانشگاهي و درسي به دنبال اين کتاب ها مي روند و چه پژوهشگران و محققان. اغلب کتاب هاي زندگينامه يي، منحصر مي شوند به مروري کلي بر زندگي يک شخص به همراه چکيده يي از آثار منتشر شده از او. اما کتاب «همنوا با مرغ سحر» که به زندگي و شعر علي اکبر دهخدا اختصاص دارد، چند پله با ديگر آثار زندگينامه يي مرسوم تفاوت دارد. به نظر مي رسد اين کتاب با تحقيق و دقت فراوان نوشته شده. ۱۲ فصل اين کتاب که در آخر هر کدام، فهرست منابعش هم ذکر شده، از آغاز زندگي دهخدا شروع مي شوند تا فصل پاياني که گزيده يي از اشعار و نوشته هاي اوست. ويژگي که اين کتاب را نسبت به ديگر زندگينامه ها متمايز مي کند، اين است که مولف با رعايت اصول آکادميک روش تحقيق در گردآوري اطلاعات مربوط به دهخدا، تقريباً هيچ وجهي از زندگي او را جا نينداخته است. خواننده يي که اين کتاب را دست مي گيرد، با تمام کردن آن، احتياجي به مراجعه به منابع ديگر براي اطلاع يافتن از ديگر زواياي زندگي دهخدا ندارد. فصل نخست اين کتاب، از تولد تا زمان مبارزه را در زندگي دهخدا شرح مي دهد. در فصل دوم شروع مبارزه او تا تبعيد را مي خوانيم و فصل سوم روايت دوران تبعيد و مبارزه در غربت است. فصل چهارم به بررسي حضور دهخدا در عرصه سياست مي پردازد و فصل پنجم، آخرين فصل از داستان زندگي دهخداست که با مرگ او پايان مي يابد. از فصل پنجم به بعد، مولف به بررسي آثار او مثل لغتنامه و کتاب هاي شعر او مي پردازد. «همنوا با مرغ سحر» نخستين بار در سال ۱۳۷۹ منتشر شد که چاپ دوم آن را چندي پيش نشر ثالث به بازار فرستاد.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رئیس زندان خمرهای سرخ محاکمه می شود

 

کاینگ گوک ایو

شخصا بر شکنجه پانزده هزار نفر نظارت کرده است

سی سال پس از سرنگونی خمرهای سرخ در کامبوج، یکی از مسوولان سابق این حکومت در دادگاهی که با پشتیبانی سازمان ملل متحد برگذار می شود، محاکمه خواهد شد.

کاینگ گوک ایو، معروف به داخ، مدیریت زندان مخوف اس-۲۱ را برعهده داشته و متهم به نظارت بر شکنجه و مرگ حدود ۱۵ هزار زندانی است.

سخنگوی دادگاه گفت: "این باید روز بزرگی برای مردم کامبوج باشد زیرا عدالتی که آنها سی سال انتظارش را کشیده اند به تدریج در حال نزدیک تر شدن است."

رفیق داخ، معلمی بود که به فرماندهی زندان مخوف اس-۲۱ ارتقا یافته بود. او از سال ۱۹۷۵ که خمرهای سرخ قدرت را در کامبوج در دست گرفتند، به مدت ۴ سال فرماندهی این مرکز بازپرسی و شکنجه را که در پنوم پن بر عهده داشت. محل اختفای کاینگ گوک ایو که ۶۶ سال سن دارد، در سال ۱۹۹۷ به وسیله یک عکاس بریتانیایی کشف شد و او دو سال بعد بازداشت شد.

رفیق داخ اولین عضو خمرهای سرخ است که به خاطر جنایات آن محاکمه می شود ولی متهم اصلی جنایت های این رژیم، پل پوت که رهبری آن را بر عهده داشت در سال ۱۹۹۸ در مجاورت مرز تایلند درگذشت و از محاکمه گریخت. گفته می شود بیشتر از دو میلیون تن از شهروندان کامبوج در دوران حکومت پل پوت جان خود را از دست دادند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصاویر برهنه دلیل استعفای سیاستمدار زن مالزی

یک سیاستمدار زن مالزی از حزب مخالف دولت، پس از انتشار عکس های برهنه از او در گوشی های موبایل، کناره گیری کرد.الیزابت ونگ، یکی از فعالان ارشد حقوق بشر مالزی، دولت این کشور را در انتشار این تصاویر مقصر دانست.این حدس و گمان در روزنامه ها مطرح شده که این عکس ها را دوست پسر سابق این سیاستمدار گرفته است.

الیزابت ونگ به عنوان یک زن مجرد در جامعه سنتی مالزی به دلیل استقلال خود مورد انتقاد مردان سیاستمدار قرار گرفته است.خانم ونگ که ۳۷ سال دارد در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: " می خواهم اعلام کنم که به عنوان یک زن و یک فرد مجرد، از جنسیت خودم شرمنده نیستم." او افزود: "من هیچ قانونی را زیرپا نگذاشته ام و بر سر این اصل اولیه ایستاده ام که در یک دموکراسی، هر کس حق دارد حریم خصوصی داشته باشد."

خانم ونگ یکی از اعضای مورد احترام حزب مخالف "عدالت مردم" به ریاست انور ابراهیم است. او یک سال پیش توانست بر صندلی نمایندگی "سلانگور" در مجلس این کشور بنشیند.مقام های این حزب اعلام کرده اند که در باره پذیرش استعفای او بعدا تصمیم گیری خواهند کرد. پذیرش این درخواست سبب می شود انتخابات دیگری در "سلانگور" برگزار شود.خانم ونگ گفت که این کار، توطئه ای بود تا اعتبار او خدشه دار شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 داستانک

آرایشگر

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي‌كرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول يك شيريني فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌اي روبروشد؟ فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
. جواب در زیر
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي‌زدند كه پس اين مردك چرا مغازه‌اش را باز نمي‌كند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سارا لقایی

 گزارش لحظه به لحظه از تجربه يك دختر ايراني

از حضور در استاديوم آزادي

وقتي ايران گل زد داشتم با تلفن صحبت مي كردم. جيغي كه زدم شرط مي بندم روي شنوايي پشت خطي تاثير گذاشت. گريه ديگر نگذاشت صحبت كنم. مثل رويا بود آن لحظه. مطمئن بودم گل زديم. دقيقا پشت دروازه بودم و توپ زرد رنگ انگار خورده بود درست وسط قلبم. اما طبق عادت منتظر بودم صحنه تكرار گل پخش شود و شادي بازيكن گل زن.

چه استدلالي است كه مي گويد: تماشاي بازي زنده توسط زنان به خاطر پيدا بودن پاي مردان حرام است؟ از آنجا هر چه زور زديم نتوانستيم ساق پاي بازيكن ها را ببينيم. بازيكن ها را هم از هم تشخيص نمي داديم. من خودم عقيلي را به خاطر موهاي لختش با علي كريمي اشتباه گرفتم و بعد يادم آمد كريمي كه اصلا توي تيم ملي نيست. هيجان حضور اول حواس برايم نگذاشته بود و فكر مي كردم دروازه بان پيراهنش را عوض كرده نه اينكه زمين هاي بازي عوض شده است!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:55  توسط پرویز داورپناه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM