به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی |
موج جديد سانسور و سركوب رسانه ها
اين روزها اخبار و گزارشات بسياري از اقدامات جمهوري اسلامي براي مسدود كردن روزنه هاي انتشار اخبار سياسي ، فرهنگي و اجتماعي موجود در رسانه ها انعكاس يافته است.
مصاحبه ی دویچه وله با جلوه جواهری
فیلترینگ همزمان ۱۲ وبسایت
کمپین یک میلیون امضا
جلوه جواهری
دویچهوله: در طی روزهای اخیر ۱۲ وب سایت کمپین یک میلیون امضا فیلتر شدهاند. به طور مشخص در شهرهای مشهد، اصفهان، اراک، شیراز، زاهدان و رشت در دسترس نبودهاند. در ایران همچنین دسترسی به سایتهای فعالان کمپین در خارج از کشور، مشخصا در آلمان، قبرس، کویت و نیز ایالت کالیفرنیای آمریکا، ناممکن است. پرسش این است که آیا شما حکم قضایی در این ارتباط دریافت کردهاید؟
فرهنگ مقاومت
پاسخ علامه علي اكبر دهخدا به درخواست راديو صداي آمريكا

درحالي كه اين روزها عده ای با پشت كردن به ملت و فرهنگ اصيل ايراني، دست نياز به سوي رسانههاي غربي دراز مي كنند، پاسخ استاد دهخدا به درخواست رادیو صداي آمريكا مي تواند محك قياسي ميان روشنفكرنماها و فرهيختگان واقعي كه ريشه در فرهنگ اصيل سرزمينمان دارند باشد.
شرمی از مظلمه خون سیاووش!* (آینده نگار)
محمّد امینی

نصرت رحمانی و شعر «منادی»
بعد از ظهر روز۲۸ مرداد وقتی اجامر و خائنان کودتاچی به رادیو دست یافتند، و در حالی که هنوز مدافعان منزل مسکونی دکتر مصدق به فرماندهی سرهنگ ممتاز از خانه ی نخست وزیر قانونی دفاع می کردند، عده ای از آن مزدوران، از جمله شمس قنات آبادی و میراشرافی (صاحب روزنامه ی جنجالی آتش) میکروفون رادیو را بدست گرفته مدتی برای مرعوب کردن ملت ایران نعره می زدند که « ملت پیروز شد؛ فاطمی قطعه قطعه شد؛ مصدق کشته شد؛ ...»؛ مردم ایران که به استثناء مشتی خودفروخته و سرسپرده ی انگلستان و دربار همگی پشتیبان دولت قانونی و ملی مصدق بودند از شنیدن این اخبار بشدت پریشان شدند و بویژه سخت نگران جان و سلامت رهبر محبوب نهضت ملی بودند. تا زمانی که، پس از حدود چهل و هشت ساعت خبر بازداشت دکتر مصدق، که همراه با چند تن از همکارانش، خود را به مقامات مستقر معرفی کرده بود، پخش شد و مردم از تندرستی او آگاه شدند این نگرانی شدید ادامه داشت و مردم از این جهت نیز ساعات سخت دردناک و ناگواری را می گذراندند.
یکصد و بیست و ششمین سالروز تولد دکتر محمّد مصّـدق مبارک باد
مصّدق، پیشوای آزادی

|
|
آغاز دومین ماه احترام آزادی
از امروز ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷، احترام آزادی وارد دومین ماه فعالیت مطبوعاتی خود می شود.
یک ماه پیش، دقیقا"روز ۲۶ فروردین ماه ۱۳۸۷ وبلاگ «احترام آزادی» به صف وبلاگ نویسان پیوست و هنوز پنج روز از تاًسیس آن نگذشته بود که با ناباوری، تعداد بازدیدهای آن از مرز ۱۰۰۰ عبور کرد.
زبان، ظرف اندیشه

ناصر فکوهی
ششمین نشست همایش «کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» با عنوان «فرهنگ و نظریه اجتماعی» برگذار شد و در آن ناصر فکوهی، سارا شریعتی و نعمتالله فاضلی عقاید خود را بیان کردند.
در تکاپوی بیشتر برای امضای آگاهی منتشر شده

نفیسه آزاد
دغدغه تمامي جنبشهاي اجتماعي مدرن ، در ايران و ساير کشورها برقراري ارتباط با بدنه مردمي و گرفتن حمايت و تاييد از آنهاست. برهمين پايه است که حرکتهاي مستقل براي اينکه مردمي هم باشند ، بسته به خلاقيت خود و بر اساس زمان و مکان و محدوديت ها ي خود راهکارهايي را مي انديشند و به اجرا مي گذارند .
دکتر پرویز داورپناه
آشنایی با مسعود فتحی، مسئول سایت عصر نو

نام مسعود فتحی با سایت عصر نو آمیخته است. مسئول سایت عصر نو فعالیت خود را از اوان سال ۷۹ شروع کرده است.
فتحی، در رشته ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تحصیل می کرد که در تابستان سال ۱۳۵۵ از طرف ساواک بازداشت شد و نتوانست به تحصیل ادامه دهد.
از زمان دانشجويی به کار انتشارات علاقه داشته است؛ او می گوید: « علاقه به کار انتشارات سبب شد که در همان دوره دانشجويی در بعضی از انتشاراتی ها مانند گوتنبرگ، رز، و شباهنگ شروع به کار کردم. ابتدا نمونه خوانی می کردم ولی بعدها بخصوص پس از فراغت از تحصيل در کار ويرايش کمک می کردم... از همان آغاز شکل گيري جنبش فدائي با اين جنبش همراهي داشته ام. از تابستان سال ۵۵ تا آبان سال ۵۷ در زندان رژيم شاه بودم. بعد از آزادي از زندان تا کنون فعاليت مستمر سياسي و تشکيلاتي داشته ام.
من از سال ۵۹ متاهل هستم و اين مسير طولاني حوادث سياسي نزديک به سه دهه اخير را با تمام فراز و نشيب هاي آن با همسرم خانم فرزانه عظيمي طي کرده ام. هم چنين ما داراي دو فرزند، يک پسر و يک دختر، هستيم.»
پ . پیشرو
طنز و ضرب المثل (۲)
گاه یک ضرب المثل گویا تر از سخن مطول است!
طنز لبخند تلخی است و نشان از درد پنهان دارد !
محمد ملکی، می نویسم، هرچه باداباد!
_ با دست پس می زنه، با پا پیش می کِشه!
هادی خرسندی، خاتمی در نقش تخم مرغ داغ!
_ تخم نکرد نکرد، وقتی هم کرد توی کاهدون کرد!
مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم ناسالم بود،
کمیته دفاع از انتخابات آزاد و سالم و عادلانه
_ نوشدارو بعد از مرگ سهراب!
محمود کیانوش، انسان شقایق نیست!
_ شعر چرا میگی که توی قافیه اش بمونی!
کورش زعیم،نامه به متکی، احمدی نژاد و سران عرب!
_ دو دستماله میرقصه!
حمله مجدد هیلاری کلینتون به ایران.
_ شنونده باید عاقل باشه!
اوباما، انتقاد به سخنان کلینتون در مورد "محو ایران"
_ هرچه عوض داره، گِله نداره!
پرویز داورپناه، تحصیل، حق سهیل آصفی است.
_ هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست!
داریوش همایون، در همسایگی های ما
_ همسایهء نزدیک، بهتر از برادر دور!
بخش انگلیسی خبرنامه امیر کبیر آغاز به کار کرد.
_ حیف از طلا که خرج مطلا کنی!
امارات متحده عربی، نام خلیج فارس را تحریم کرده است.
_ یابو برش داشته! (خودش را گم کرده!)
مناظر ایران

اینجا ایران است. اینجا خوانسار است. بهشت اردیبهشت ایران زمین.
اینجا یک دشت است که تمامی لاله هایش، سرهایشان پایین است.اینجا دامنه گلستانکوه است.
دشتی است سراسر سرخ، تا دامنه کوه ها گلهای لاله سرخم کرده، بر دامن سبز طبیعت.
اینجا لاله هایش شرمگینند. اینجا دشت لاله های واژگون است.
رويش هزاران لاله واژگون در اوان هر بهار در دشت زيباي گلستانكوه جلوه بي نظير و كمياب طبيعت در ايران را نمايان مي كند. گلستانكوه در وسعتي افزون بر يك هزار هكتار در منطقه سردسير غرب استان اصفهان قرارگرفته و رويشگاه گل منحصر به فرد و كمياب «لاله هاي واژگون» و انواع ديگري از گياهان مرتعي خودرو است.
لاله واژگون برخلاف ساير گونه هاي لاله و ساير گلها از ساقه به سوي زمين برگشته است و بدين سبب نامش را واژگون نهاده اند و برخي نيز به سبب آنكه درميان گلبرگهايش همواره قطره آبي جاري است، بدان «گل اشك» نيز مي گويند.(اشک مریم)
از مجموع ۱۲ گونه گل تزييني لاله، «لاله واژگون»، گل بومي سرزمين ايران است كه در قرن شانزدهم ميلادي به اروپا برده شد و در اقليم مناسب قاره سبز پرورش يافت.

۵۰ در صد جمعیت کشور زیر خط فقر
وقایع تاریخی
وقایع جالب تاریخ معاصر؛
انعکاس مصاحبه دکتر مصدق در رسانه های آمریکا
خبرگزاري انتخاب : این روزشمار به وقایع تاریخی 50-60 سال اخیرمی پردازد.
۱۳۳۱ ـ دكتر مصدق در مصاحبه اي كه هفتم ماه می سال ۱۹۵۲ در رسانه هاي آمريكا انتشار يافت، گفت: استعمار اروپايي بر ساير ملل كه از قرن پانزدهم آغاز شده به اين آساني ريشه كن نخواهد شد. ما، ايرانيان، نخستين سنگ بناي اين مبارزه را قرار داده ايم. ما به درخت كهن استعمار، توفان وار، تكان شديد وارد ساخته ايم. هرچند سادگي است اگر تصور رود كه با اين يك تكان، اين درخت تنومند ريشه كن خواهد شد. به همانگونه كه استعمارگران هر وقت كه لازم باشد براي حفظ منافع خود با يكديگر متحد مي شوند، ما استعمار زدگان هم اگر بخواهيم موفق شويم بايد گرد هم آييم و يكپارچه عمل كنيم و بدانيم كه استعمارگران نمي خواهند ما را متحد ببينند و با تمام نيرو و توان و توسل به انواع نيرنگ مي كوشند مانع همصدايي و يكدلي ملل استعمار زده شوند و ما هنگامي موفق خواهيم شد، كه به اين حقيقت پي ببريم. ملل استعمارزده تا روشن و آگاه نشوند نخواهند توانست سرنوشت خود را به دست گيرند. در درجه اول ، ما بايد مطبوعاتي داشته باشيم كه نيت آنها خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان و روشن ساختن ايشان از حقايق باشد و ...
به سرکوب زنان وب نگار پایان دهید!

گزارشگران بدون مرز ياد آور می شود که "ايران يکی از سرکوبگر ترين کشورهای خاورميانه در عرصه اينترنت است و در ليست کشورهای "دشمنان اينترنت" در جهان قرار دارد. در اين کشور در طی سال گذشته ده ها وبلاگنويس و وبنگار بازداشت شدهاند."
سايتهای مدافع حقوق زنان در ایران به شکل منظم مسدود می شوند. از اول ارديبهشت ماه سايت شيرزنان اولين هفته نامه ورزش زنان در ايران توقیف شده است. از سوی ديگر سايت های مدافعان حقوق زنان: کانون زنان ايرانی ، تغيير برای برابری، مدرسه فمينستی و ميدان همچنان مسدود هستند.
فریدون مشیری

یک گل بهار نیست
یک گل بهار نیست
صد گل بهار نیست
حتی هزار باغ پر از گل ، بهار نیست
وقتی :
پرنده ها همه خونین بال
وقتی ترانه ها همه اشک آلود
وقتی ستاره ها همه خاموشند !
یادداشت روز

کودکان خیابانی در ایران
در کشور ما آمار رسمی در مورد کودکان خیابانی در دسترس نیست. برابر آمارها و برآوردهای غیر رسمی در ایران حدود چهارصد هزار تا یک میلیون کودک خیابانی وجود دارد و افزایش آنها در شهر های بزرگ قابل مشاهده و غیر قابل انکار است.
كودكان خیابانی به كودکانی گفته میشود که محیط زندگی آنها از خانواده به خیابان منتقل شده است. اینها دو دسته اند: كودكانی كه با خانواده در ارتباط هستند و خیابان برایشان تنها محل كار است. گروه دوم كودكانی هستند كه خیابان برایشان محل تامین معاش و زندگی است.
کودکان خیابانی، روزهای خود را به كار، آن هم كار در خیابان میگذرانند. كار آنها چیست؟ گدایی، ولگردی، آدامس فروشی، گل فروشی، دستفروشی یا حتی تن فروشی.
اکثر كودكان خیابانی مبتلا به بیماری های مختلف روحی، هویتی یا جسمی هستند. آمار نگران كننده ای وجود دارد حاكی از این كه بیشتر این كودكان ناقل ایدز یا هپاتیت می باشند.
پای دل یک کودک خیابانی می نشینیم:
من محمدم ! اينم داداشمه ! بايد مراقبش باشم؛ اما خيلي وقتا مجبور ميشم توي خيابون ولش كنم! من ميگم از آدما بدم نمييآد؛ اما آدما هم از من خوششون نميياد! مردم به من پول نميدن؛ چون دلشون فقط براي بچههاي كوچولو مي سوزه! منم داداشمو ميفرستم جلو! من ميگم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و براي من كه بابام بالاي سرم نيست، خيلي مهمه! اما اينا رو شماها نميفهميد! شهرداري و بهزيستي هم نميفهمن! همه مي خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نميگه ما توي اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم! اصلا ما هم سهم داريم!
( خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران)
اين كودكان، بدليل مشكلات مالي و اقتصادي، نداشتن سرپرست، ازكارافتادگي پدر، نداشتن سرپناه و كافی نبودن حقوق ناچار هستند بهترين دوران عمر خودرا براي گذراندن زندگي باپرداختن به مشاغلي نظير آدامس و كيسه فروشي و يا تكدي به بطالت سپري كنند.
وجود كودكان خياباني تابع عوامل گوناگون از جمله فقر فرهنگي و اقتصادي، بيسوادي، مهاجرت، بيكاري، فاصله و شكاف طبقاتي، بيسرپرستي، و یا سوءاستفاده از عواطف مذهبي و انساني است.
جهان سوم از دید پروفسور محمود حسابی
روزی در آخر ساعت درس یک دانشجوی دورهً دکترای نروژی سوالی مطرح کرد:
استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.
من به آن دانشجو گفتم:
جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

شيرين ترين و آموزنده ترين لحظه زندگي پروفسور محمود حسابي

محروميت از تحصيل سهیل آصفی، روزنامه نگاری که بيش از شصت روز در بازداشت و سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات معروف به بند ۲۰۹ زندان اوين بوده است و با توديع يکصد ميليون تومان وثيقه از زندان بطور موقت آزاد شد، باعث تعجب آزادیخواهان و یاران و دوستان سهیل آصفی گردیده است.
یادداشت روز

از هفت سال پيش گزارشگران بدون مرز، ليست " دشمنان آزادی مطبوعات" در جهان را هر ساله منتشر می کند . اين مردان و زنان که مستقيم يا با واسطه، روزنامه نگاران را تهديد وسرکوب می کنند، معمولا در رده های بالای قدرت قرار دارند؛ رئيس جمهور؛ نخست وزير، وزير و شاه و يا ولی فقيه و يا فرمانده و رئيس گروه های چريکهای شورشی هستند.
گزارشگران بدون مرز، در گزارش سالیانه خود آورده که حکومت ایران با متهم کردن روزنامه نگاران به وابستگی به آمریکا و اروپا، آنها را در دادگاههای "ناعادلانه" و "فرمایشی" محکوم به زندان می کند؛ در این گزارش به بازداشت شماری از روزنامه نگاران ایرانی در تهران و کردستان طی سال گذشته اشاره شده است.
در گزارش، ذکر شده که روزنامه های مورد حمایت جناحهای حاکم و تندرو در ایران از "آزادی نمایشی" برخوردارند و می توانند به انتقاد از سیاستهای دولت بپردازند، اما روزنامه نگاران مستقلی که به چنین انتقادی می پردازند به پرداخت هزینه ای سنگین برای صراحت بیان خود مجبور می شوند. به گزارش این سازمان، طی سال ٢٠٠٧ میلادی بیش از پنجاه روزنامه نگار در ایران تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند.
دشمنان آزادی مطبوعات از قدرت خود برای زندانی، شکنجه کردن، ربودن و يا حتی به قتل رساندن روزنامه نگاران استفاده می کنند. عموما موقعيت و مقام آنها عاملی برای مصون ماندن شان از مجازات است و برای مسئوليتی که در نقض حقوق بشر دارند، هيچگاه محاکمه نمی شوند.

نصرت رحمانی
سنگفرش
ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر
تک بوسه های پای مرا نوش کرده ای
ای سنگفرش راه که در تلخی سکوت
آواز گامهای مرا گوش کرده ای
هر رهگذر ز روی تو بگذشت و دور شد
جز من که سالهاست کنار تو مانده ام
بر روی سنگهای تو با پای خسته ... ، آه
عمری بخیره پیکر خود را کشانده ام
ای سنگفرش هیچ در این تیره شام ژرف
آواز آشنای کسی را شنیده ای؟
در جستجوی او به کجا تن کشم ، دگر
ای سنگفرش گم شده ام را ندیده ای ؟
شیرین*
شیرین
سوگولی عشق
بالا بلند
گیسو کمند
۱۲ اردیبهشت، روز معلم
از اولین اعتراض وسیع معلمان ایران که برای مطالبات صنفی به خیابانهای تهران آمدند ، بیش از چهل و هفت سال می گذرد.
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان در تهران دست به تظاهرات زدند. بر اثر تیر اندازی پلیس به روی مربیان فرزندان وطن ما،دکتر ابوالحسن خانعلی به خاک و خون در غلطید و چند ساعت بعد در بیمارستان جان سپرد.
زمامداری مصدق و رخ دادهای اردیبهشت
در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۳۰ خورشیدی دکتر مصدق برنامه دولت خود را تقدیم مجلس کرد :
« دولت فعلی بدون اینکه وعده های دور و دراز بدهد عجالتا" با وضعیات فعلی کشور برنامه خود را منحصر به دو موضوع زیر می نماید.
۱ ـ اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بر طبق قانون اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورخه نهم اردیبهشت ۱۳۳۰ و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه ی اقتصادی کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی .
2 ـ اصلاح قانون انتخابات مجلس شورایملی و شهرداریها.»
روز ۱۱ ارديبهشت ۱۳۳۰ مصدق به اداره کل تبلیغات وقت دستور داد هنگامی که در باره وی مطلبی از رادیو پخش میشود، الفاظ جناب و القاب و عناوین را بکلی حذف کرده و از به کار بردن چنین کلماتی
اکیدا خود داری شود.
همان روز به شهربانی نیز دستور زیر را صادر نمود:
لیکن در سایر موارد بر وفق مقررات قانون عمل شود. به ماموران ذيربط دستور لازم در این باب صادر فرمائید که مزاحمتی برای اشخاص ایجاد نشود.
دکتر مصدق در پاسخ وزیر خارجه انگلیس که پرسیده بود
"منظور از ملی شدن نفت چيست؟"
در اردیبهشت ۱۳۳۰ نوشت:
مقصود از ملی کردن صنعت نفت کاملا روشن است، ملت ایران می خواهد از حق حاکمیت خود استفاده کند و بهره برداری از منافع نفت را خود بر عهده داشته باشد و جز اجرای قانون ملی
شدن صنایع نفت مقصودی ندارد.
ملی شدن صنایع حق هر ملتی است و بر فرض اینکه قرار دادها و یا امتیازاتی با اشخاص و شرکتهای خصوصی نسبت به آن صنایع منعقد شده باشد که از جمیع جهات حقوقی هم ،فرض صحت آن شود، چنین قراردادها با امتیازاتی مانع از اعمال حق حاکمیت ملی نخواهد بود و هیچ مقام بین المللی هم صلاحیت رسیدگی به این امر را ندارد.
دکتر مصدق روز ۷ اردیبهشت، با ۷۹ راي موافق و ۱۲راي مخالف راي اعتماد گرفت.
پذیرش مقام نخست وزیری منوط به شرط خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران
در ۱۱ ارديبهشت شد.
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ کابینه دکتر مصدق به مجلس معرفی گردید.
دکتر محمّد مصدّق روز ۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ خورشیدی چشم به جهان گشود.
مصدق روز ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ در بیمارستان نجمیهً تهران درگذشت.
از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که بر دامن صحراست
گوید چه نشینی که سواران همه رفتند
ملک الشعرای بهار
اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران خجسته باد !
پروین اعتصامی
ای رنجبر
تا به كي جان كندن اندر آفتاب اي رنجبر / ريختن از بهر نان از چهره آب اي رنجبر
زين همه خواري كه بيني زآفتاب و خاك و باد / چيست مزدت جز نكوهش يا عتاب اي رنجبر
از حقوق پايمال خويشتن كن پرسشي / چند ميترسي ز هر خان و جناب اي رنجبر
جمله آنان را كه چون زالو مكندت خون بريز/ وندران خون دست و پايي كن خضاب اي رنجبر
ديو آز و خودپرستي را بگير و حبس كن / تا شود چهر حقيقت بيحجاب اي رنجبر
حاكم شرعي كه بهر رشوه فتوي ميدهد / كی دهد عرض فقيران را جواب اي رنجبر
آن كه خود را پاك ميداند ز هر آلودگي / ميكند مردارخواري چون غراب اي رنجبر
گر كه اطفال تو بيشامند شبها باك نيست / خواجه تيهو ميكند هر شب كباب اي رنجبر
گر چراغت را نبخشيده است گردون روشني / غم مخور, ميتابد امشب ماهتاب اي رنجبر
در خور دانش اميرانند و فرزندانشان / تو چه خواهي فهم كردن از كتاب اي رنجبر
مردم آنانند كز حكم و سياست آگهند / كارگر كارش غم است و اضطراب اي رنجبر
هر كه پوشد جامه نيكو, بزرگ و لايق اوست / رو تو صدها وصله داري بر لباب اي رنجبر
جامهات شوخ است و رويت تيرهرنگ از گرد و خاك/از تو ميبايست كردن اجتناب اي رنجبر
هر چه بنويسند حكام اندرين محضر رواست / كس نخواهد خواستن زيشان حساب اي رنجبر
پرویز داورپناه
جشن اول ماه مه

مصدق وکارگران ایران
«من به تمام مقرراتی که حمایت از رنجبر می کند، معتقدم.
من غیر از حمایت از این طبقه مرامی ندارم و نمی خواهم
کارگر به نفع سرمایه دار زبون و بیچاره شود.»
(دکتر محمّد مصدّق)
طنز و ضرب المثـل (۱)
پ. پیشرو
گاه یک طنز یا ضرب المثل برای یک مطلب، گویا تر از سخن مطول است و نشان دهنده افکار و روحیات یک ملت است.
آفرینندگان ضرب المثلها شناخته نشده اند و ضرب المثلها از سالها پیش تاکنون سینه به سینه بما رسیده اند.
محمد خاتمی؛ من بازنشسته شده ام، آفتاب
ــ به در میگم، دیوار [خامنه ای، رفسنجانی] تو گوش کن!
چرا نمی گوئید برابر خواهی جرم است، تغییر برای برابری
ــ جائی نمی خوابه که آب زیرش بره!
علی لاریجانی، مساله اصلی کشور مهار تورم است.
ــ میون دعوا نرخ معین می کنه!
ویدا فرهودی، چه شد پس؟
ــ کی بود، کی بود، من نبودم!
شکوه میرزادگی، بیدار شو!/شهرهای گندم منتظرند
ــ به اشتهای مردم نمی شود نان خورد!
از ننگ چه گوئی که مرا ننگ ز نام است، روزگار ما
ــ نام را که می شود عوض کرد!
نسرین افضلی، مسئولان در مورد زنان سر در گم هستند
ــ زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی!
مظاهری، خزانه را شش قفله می کنیم، فارس
ــ دزدی که نسیم را بدزدد، دزد است!
۵ میلیارد رشوه محسن رضائی ـ ریالی یا دلاری؟، خواندنیها
ــ ریش و قیچی هر دو در دست شماست!
سید شهاب الدین صدر، تا کنون بیش از ۷۰ در صد از نامزدهای
اصولگرایان در سراسر کشور به مجلس هشتم راه یافته اند، ایسنا
ــ خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!
رادیو زمانه، ما هم آدمیم.
ــ به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقا دائیم اسبه!
سلامت جامعه
مواد مخدر، عامل انحطاط اخلاقی
مواد مخدر مهمترین عامل تباهی و انحطاط اخلاقی در جامعه به شمار میرود. گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در ایران به حدی است که حتی قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است.
اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه به طور کامل ریشه کن نخواهد شد، اما، باید باارتقاء سطح آگاهی اقشارمختلف جامعه، پیشگیری از اعتیاد را بر درمان معتادان مقدم دانست.
مواد مخدر آرام و بیصدا بر جسم و روان مصرفکننده مستولی میگردد چنانچه هیچ معتادی آغاز اعتیاد خود را به یاد نمیآورد. مواد مخدر منشاء وقوع بسیاری از جرایم اجتماعی نظیر قتل، تجاوز و سرقت است.
مصرف مواد مخدر واعتیاد به آن خطرناکترین پدیده جامعه امروزی ایران به حساب میآید که جز تباهی، نابودی ، بیماری، پشیمانی و مرگ چیزی به دنبال ندارد. امروزه مصرف مواد مخدر در ایران رو به فزونی است و این مواد مغز و نواحی مختلف بدن را تحت تاثیر خود قرار میدهد و تعادل شیمیایی بدن را بر هم میزند.
مواد مخدر به نابودی اجتماع از حیث فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی کمک میکند
ما وظیفه داریم، جوانان را نسبت به مضرات مواد مخدر آگاهتر و بیدارتر کنیم. ریشه کنی اعتیاد در ایران منوط به آگاهی جوانان نسبت به مضار مواد مخدر می باشد.
نگاه کنید به فیلم سنتوری، فیلمی از داریوش مهرجوئی با کلیک در بخش پیوندهای روزانه
فریدون مشیری
خوش به حال غنچه های نیمه باز
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نيمهباز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی بکام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
تولدی دیگر
بیست و هشت سال مقاومت عـباس امیر انتظام

در ۲۸ آذر ۱۳۵۸ من در تولد دوباره خود بزرگترين آرمان زندگي ام را نيز تجربه كردم:
عشق به سرزمين نياكانم، عشق به خانواده بزرگ ملت ايران، عشق به شرف انساني و عشق به سربلندي ايران و ايراني. عشقي كه به من عمري دوباره بخشيد . پايداري و مبارزه در مقابل استبداد و استبداد زدگي به بالاترين ارزش زندگيم تبديل گرديد . عشقي كه به من توان و قدرت بي كران در عبور سرفرازانه از تونل سر كوب و خفقان حاكمان را بخشيد.
من در بلنداي عشق بزرگ خود به وطنم ايستاده و با سربلندي به گذشته و حال سرنوشت سياسي ام مي نگرم .
من در تولد دوباره خويش اين فرصت را يافتم كه به تاريخ مبارزات پر افتخارملت ايران و دليران وطنم پيوند بخورم . من دركنار زنان و مردان رشيد ايراني كه در مبارزات خود سرفرازانه جان باختند، آموختم كه آزادي و شرف انساني ، گوهر گرانبهايي است كه براي حراست از آن هميشه بايد خطر كرد و خطر كردن يعني عشق ورزيدن به آزادي.
چه مثالي بارزتر از ۱۵ آذر ۱۳۸۵ كه به هنگام آن دانشجويان مبارز و دلاوران خطر كردند چه آسان درهاي دانشگاه تهران گشوده شد و دانشجويان فرياد آزادي سردادند؟
من از دانشجويان آموختم كه هيچ دري نيست كه با خطر كردن و به همت اراده مردم گشوده نگردد . همه درهاي استبداد را مي توان و بايد با خطر كردن گشود . وقتي مي بينيم كه كارگران و زحمت كشان مبارز ، اين پاسداران واقعي شرف انساني با خطر كردن افتخارات بزرگي براي جنبش مدني ايران كسب مي كنند ، غرق در غرور مي شوم . من با نام اسالوها، زندگي را پر از معنا مي يابم.
وقتي كه شير زنان ايران به رغم همه تهديد ها و دشواري ها براي رفع تبعيض و الغاي قوانين زن ستيز خطر مي كنند ، من به وجد مي آيم و دوباره متولد مي شوم.
ادبیات مقاومت اول اردیبهشت، سالروز مقاومت دانشجویان

مصدّق
به تاريخ بشر، دست امان خواهد بود
نا نا م والای مصـدق به جهان خواهد بود
جان فدای سخنش باد که تا دامن حشر
درس بيداری ابناء زمان خواهـــد بود
مشت کوبنده، نشان داد به کوبندهء خلق
که به فرجام سخن، مشت گران خواهد بود
بانگ ناقوس وی از وحشت ايرانِ خموش
نهضتی ساخت که جوشان و دمان خواهد بود
آفرين بر تو و بر عزم تو ای پير مراد
که چراغ ره هر پير و جوان خواهد بود
دام ها بود به هر گام تو، از سُرخ و سياه
خوش سپردی رَه و اين رفته روان خواهد بود
دين فروشان و حسودان اگرت طعنه زدند
تا ابد لعنتشان وِرد زبان خواهد بود
حامی پَستِ قوام، از تو و نيروی عوام
ضربتی خورد که در گوش بدان خواهد بود
نام ايرانِ کهن زنده شد از همّتِ خلق
خُنک آن قوم کزو نام ونشان خواهد بود.
فريدون تَوللّی
(تهران ۱۳۳۱)
دکتر پرویز داورپناههانا و روناک،
شکوفه های زندان را
آزاد کنید
...شما که روح زندگی هستید
و زندگی بی شما اجاقی است خاموش:
عشقتان را به ما دهید
شما که عشقتان زندگی ست!
و خشمتان را به دشمنان ما
شما که خشمتان مرگ است!
(احمد شاملو)
«بدون روناک، بهار به خانه ما نیامده و شما نمی دانید این دختر چقدر دلسوز، مهربان و گرمی بخش خانه ما بود» (پدر روناک)
«پس بچه های ما را کی آزاد می کنید!» (مادر هانا)
بیش از هفت ماه از بازداشت روناک صفارزاده و متعاقبا" شش ماه از بازداشت هانا عبدی از فعالان جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا می گذرد.به نظر می رسد که تلاش برای بی صدا کردن صدای حق طلبانه زنان ابعادی تازه و گسترده یافته است. در سال گذشته تعداد زیادی از فعالان جنبش زنان دادگاهی و به زندان محکوم شدند که بنابر گزارش های منتشر شده شمار زنانی که به زندان محکوم شده اند ، چهارده نفر می باشد.
دغدغهً روناک زنان است. صاحب کارش ناله کرده که روناک فقط به زنان فکر می کند. گفته است هر لوگوئی می دهیم بزند بدون طرحی از زن نمی زند. رنگ کارت های انجمن زنان را عوض کرده و گفته است که رنگش باید فمینیستی باشد. به خاطر شرایطی که کردستان دارد هر فعالیتی را براحتی سیاسی جلوه می دهند. جالب اینکه در کردستان هرکار فرهنگی هم که بکنند می گویند سیاسی است. یا می پرسند: سیاسی نیست؟! ادامه مطلب
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|