تبليغاتX
احترام آزادی
 
به پیش اهل جهان محترم بود آنکس // که داشت از دل و جان احترام آزادی
 

 

سپاس احترام آزادی

زنده باد آزادی

بدین سپاس که مجلس منور است بدوست     گرت چو شمع، جفائی رسد  بسوز و بساز

(حافظ)

برای من غیر قابل تصور است که هنوز پنج روز از تاًسیس وبلاگ "احترام آزادی" نگذشته، تعداد بازدید ها از مرز یک هزار گذشته است.

از آنجا که "احترام آزادی" متعلق به کسانی است که برای آزادی و دموکراسی  در ایران و جهان می کوشند، شاید بتوان این استقبال را در این مدت کوتاه مثبت توجیه کرد.

"احترام آزادی" بازگو کننده آرزوهای ملتی است که صد ها سال است برای آزادی و دموکراسی  مبارزه  می کند ولی هنوز بدان دست نیافته است.

از آن روزی که "احترام آزادی" ارائه شد، دوستان مرا در انجام وظیفهً سنگینی که بر عهده دارم، یاری کردند.

از همهً دوستان سپاسگزارم.

امید دارم که همچنان دوست و همکار صمیمی من بمانند و با اظهار نظردر بارهً مطالب «احترام آزادی" و فرستادن مقالات در بارهً آزادی،  مرا در راهی که در پیش دارم، یاری رسانند.

سال  ۱٣٨۷ برای "احترام آزادی"، سال  پیکار و امید است. پیکاری که روشنی امید را در  دل ها  برافروزد.

به حکم تاریخ،  پیروزی آزادی علیه استبداد حتمی است.

 

  دکتر پرویز داورپناه

 ٣۰ فروردين ۱٣٨۷ -  ۱٨ آوريل ۲۰۰٨ 

 

  نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط پرویز داورپناه  | 
ادبیات مقاومت

 پروین اعتصامی،
 
                     اختر بانوی مشروطه
دکتر پرویز داورپناه

 

 از ضربه های کاری آزاده شاعران

 درهم شکست کاخ جفا و ستمگری

 حکیمهً دبیران

 

بیش از یکصد سال ازتولد پروین اعتصامی یکی از بزرگترین شاعران قرن حاضر و ستاره آسمان مشروطه ایران می گذرد.

پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ماه ۱۲۸۵ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد.او زمانی زاده شد که انقلاب مشروطه تمام شالوده اجتماع و از جمله فرهنگ و ادبیات ایران را تحت تاثیر خود قرار داده بود. پروین از کودکی با مشروطه خواهان آشنا شد و ادبیات را از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت.

پروین اعتصامی شجاعانه علیه نابرابری های عصر خود با زبان شعر و فرهنگ جنگید و توانست در تاریخ ادب ایران نشانه ای برای زنان پیشرو باشد تا ارزشها و توانایی های نهان خود را کشف کنند و آگاهانه در تعیین سرنوشت ملت خویش شرکت جویند.

پروین از پنج سالگی به همراه خانواده اش از تبریز به تهران آمد.  در خانه ، آنها فقط به زبان ترکی تکلم می کردند.

 

ادامه مطلب

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 3:4  توسط پرویز داورپناه  | 

به مناسبت مرگ فریدون آدمیت

  آدمیت و تاریخنگاری در ایران

 خسرو شاکری

 
image

آثار آدميت نشانه از يک نظم فکری، شيوه‌ی‌علمی، و دقت و سنجش حرفه‌ای‌ دارد. آدميت نخستين ايرانی‌ای است که تاريخنگاری ‌و تاريخشناسی‌ را با آموزش حرفه‌ای‌آموخت، و نه” الله بختکی‌“چون بسياری که نام مورخ گرفته‌اند. در عين حال، او تنها مورخ عصر خود است که از ارثيه تاريخنگاری مورخانی ‌پروسواس چون بيهقی ‌بی‌بهره نمانده است. او تداوم تاريخنگاری‌ علمی‌سنتی‌ و پيوند آن با تاريخنگاری ‌مدرن است. اين همه به اين معنا نيست که نمی‌توان بر او خرده گرفت يا انتقاد کرد.

فرشاد قربانپور گفت‌وگویی داشته است با دکتر خسرو شاکری، استاد بازنشسته‌ی تاریخ در موسسه‌ی تحقیقات عالی علوم اجتماعی در پاریس. متن این گفت‌وگو که در "شهروند امروز" منتشر شده است، توسط دکتر شاکری در اختیار "برای یک ایران" قرار گرفته است.

دکتر فريدون آدميت مورخ را چگونه ارزيابی‌ می‌کنيد و ويژگی‌تاريخ نگاری‌آدميت را چه می‌دانيد؟

خسرو شاکری: آدميت نخستين مورخ دوران معاصر ايران است که با شيوه های ‌مدرن تاريخنگاری ‌به تاريخ انقلاب مشروطيت پرداخت. پيش از او کسان ديگری ‌نيز به اين تاريخ پرداخته بودند، از جمله احمد کسروی ‌که به بازسازی ‌رويدادهای ‌مشروطيت پرداخته بود، کم و بيش در همان مايه‌ای‌که ادوارد برآون (Edward Browne) انجام داده بود. تفاوت کار کسروی ‌با کار برآون اين بود که وی، با استفاده از اسناد بيشتری، جزئيات مهمتر و دقيقتری‌را در بازسازی‌آن تاريخ مورد استفاده قرار داد. وی ‌از منابع زيادی، از جمله به زبان های‌روسی ‌و ارمنی، استفاده کرد. با اينکه از نظر محتوا کمترين خرده‌ای ‌می‌توان به او گرفت، اشکال تاريخنگاری او اين است که نمی‌توان منابع وی ‌را مورد بررسی ‌قرارداد يا کيش (check) کرد. جای ‌تأسف است که او منابع خود را به دقت برای‌استفاده‌ی‌اعقاب حرفه‌ای‌ خود به دست نداده است. همين جا بايد افزود که در دوران رضا خان، که مشروطيت جز در نام تعطيل شده بود، امکان نگارش تاريخ مشروطيت وجود نداشت. از همين رو، وی‌انتشار آن کتاب را در نخستين دهه‌ی ‌سده‌ی ‌چهاردهم خورشيدی ‌طی ‌يک سلسله مقالات در مجله‌ی ‌روشنفکران عرب (العرفان) آغازيد، که در دمشق منتشر می‌شد. البته او بعد ها توانست در اواخر زمان رضا شاه برخی ‌تکه‌های‌آن را در ايران در مجله‌ی‌ پيمان منتشر سازد. اين اشاره را به کسروی‌ازين نظر می‌کنم که تأکيد ورزم که آدميت براستی ‌نخستين مورخ معاصر ايران است که به سبک مدرن به کار تاريخ پرداخته است.
 
 
 
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:51  توسط پرویز داورپناه  | 

به یاد و در سوكِ دكتر حسین فاطمی

 

منیر طه

 

ای سرورِ آزادگان ، یادت گرامی باد

 

 

وقتی كه آن ابله به اعدامِ تو فرمان داد ،

وقتی هزاران جان كنارِ جانِ تو جان داد ،

وقتی سرودِ « زنده بادت» بر لبت غلتید ، *

خون‌خواهیت را ای به خون آغشته ، فرمان داد

نامِ بلندت اینچنین ورد زبان‌ها شد

راه و روندت رهنمای رفتنِ ما شد

دیدی چسان در دامِ ، خود‌گسترده ، درافتاد ؟

دیدی‌كه آن بیمایة ابله چه رسوا شد ؟

امروز چون دیروز باز از هولِ جان بگریخت

امروز چون دیروز در بیگانگان آویخت

بارِ دگر این بی‌خرد با خفّت و خواری

آن آبروی رفته را بر روی نامش ریخت

آخر به دامان كه ریزم اشك این غم را

آخر كرا گویم غمِ این درد و ماتم را

آوخ كه می‌سوزد هنوز آن خانه در‌ بیداد

شادا كه رفتی و ندیدی این جهنم را

هرگز مپنداری كه یادت می‌رود از یاد

هرگز مپنداری كه خاموش است این فریاد

آزادگی با یادِ هر ‌آزاده ، می‌‌بالد

ای سرورِ آزادگان ، یادت گرامی باد

 

* « پاینده ایران، زنده باد دكتر مصدق» آخرین‌كلامش دركشتارگاه .

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 16:51  توسط پرویز داورپناه  | 

 

  پروانه فروهر

نوروز می رسد

 

من از زبان برگ

من از زبان جاری سبز درخت ها،

پرواز ابر

نجوای چشمه سار

من از زبان رویش نرگس به دستها

من از نگاه شقایق

من از نوای دلکش سبزی فروش شهر

من از ترانه ی فیروز سرخ پوش

پرواز چلچله، رقص شکوفه ها

از هفت سین

از برگ سبز بید

می خوانم این پیام

نوروز می رسد

با کوله بار عشق

ازکومه های دور

گلریز و گل فشان

می خوانم این ترانه و فریاد می زنم:

 

آزادی، ای عزیز ترین عشق

آزادی ای شریف ترین چیز

بر لاله زار میهنم، ایران

در اهتزاز باش

                         

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:9  توسط پرویز داورپناه  | 

 

تنها گناه مصدق،  مظهر آزادگی

 

دکتر پرویز داورپناه

 

دریغی نیست/تو یادت همچو خورشید فروزان/جاودان ماند/و نامت را/هزاران سال دیگر نیز/هر آزاده ای با شوق/می خواند/و می داند/که در روز مصیبت/همچو کوهی استوار/از پا نیفتادی/و در سیل حوادث/سر گران چون کوه اِستادی(حمید مصدق، بزرگداشت، به یاد آن بزرگ مرد) 

روز بيست ونهم اسفند روز جاودانی تاريخ ملی شدن صنعت نفت در ايران است. بی ترديد نهضت ملی شدن نفت، ارزنده ترين حرکت تعيين کننده ايست که برهبری دکتر محمد مصدق نه تنها سرنوشت اقتصادی و سياسی ايران را دگرگون کرد، بلکه آغازگر راه پويندگان همه مبارزان جهان ستمديده بود تا به آفرينندگی تاريخ و جامعه خود برخيزند و بدينگونه هنگامه ساز قدرتهای ملی در سراسر گيتی شوند.

چند ماهی از عمر حکومت ملی مصدق نگذشته بود که نهضت ملی ايران اميد ها را بطور عميق در کشورهای آسيائی و افريقائی زنده کرد و همه چشم ها و قلب ها بسوی ايران، بسوی نهضت ملی ايران و بسوی رهبر آن دوخته شد و نهضت ملی ايران بعنوان الهام دهنده نهضت های آزاديبخش ملل محروم و کشورهای مستعمره سرمشق مبارزه و نبرد با استعمار جهانی و امپرياليسم قرار گرفت.

در دوره چهاردهم به همت والای دکتر مصدق لايحه ای از تصويب مجلس گذشت که طی آن دادن هر گونه امتياز نفت به بيگانگان ممنوع شد. در اين طرح دولت مکلف به استيفای حقوق پايمال شده ملت ايران از نفت جنوب گرديد.   ادامه مطلب

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:46  توسط پرویز داورپناه  | 

 

ادبیّات مقاومت

کشتن فرّخی یزدی، شاعر لب دوخته

دکتر پرویز داورپناه

 

آن زمان كه بنهادم سر به پای آزادی/ دست خود زجان شستم از برای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار/ چون بقای خود بیند در فنای آزادی

فرّخی زجان و دل می كند در این محفل/ دل نثار استقلال، جان فدای آزادی

«رّخی یزدی»

 

« فرّخی یزدی لب دوخته ام، مدیر روزنامه «طوفان»،كه به جرم حق گویی و حق نویسی، ظالمانه توقیف

شده، نماینده «دارالشوری» هستم. به گناه اعتراض و تكلم علیه یك قانون جابرانه و زیان بخش، مغضوب و متعاقب شدم.چند سال از كشور خود متواری بودم

«مگر ما چه نوشته بودیم؟ نوشتیم كه در مملكت مشروطه، قانون اساسی مقدس بوده و مافوق هر قوه محسوب میشود      ادامه مطلب

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:14  توسط پرویز داورپناه  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM