سيمين بهبهانی
موفق به ورود و ابراز تسليت به پرستو و آرش نشد

نگذاشتند بروم توی منزل اقلاً پرستو و آرش را ببينم. سر کوچه را بسته بودند. می گفتند مراسم نيست! گفتم ميخواهم بروم خانم فروهر، پرستو فروهر، دخترشان را ببيننم؛ گفتند خانم فروهر خانه نيست! چکار می توانستم بکنم؟ می دانستم که هست ولی کاری از دستم ساخته نبود. برگشتم. خودشان برايم تاکسی گرفتند که برگردم. حالاهم خيلی متأثرم. خيلی خيلی متأثرم. مردمی که آرام و مسالمت آميز برای شرکت در مراسم ختم می روند، بايد اينطور با نيروی پليس و امنيت مواجه بشوند؟
به خانه که رسيدم شعری برای اين حال و هوا نوشتم. توی تاکسی در ذهنم شکل گرفت و توی خانه همين حالا تمامش کردم. اسمش "پسرانم، برادرانم!" است و می خواند:
پسرانم! برادرانم! آه...
پسرانم! برادرانم! آه...در لباس غضب هيولائيد
حکم بالاتر است می دانم،چيست فرمان او بفرماييد
با دو چشمی که شرم و بادام است به رخانم نگاه ميسائيد
من همانم! بلی همان شاعر، بيش از اينم چه می پاييد
دور بين های تان فزون تر باد تا مثال مرا بيافزاييد
پس پرستو کجاست؟ آرش کو؟ راه من سوی دوست بگشاييد
مردمان را چرا پراکنديد؟ از چه رو محکوم حکم بيجاييد؟
خلق را بی سبب دژم کرديد؛ ای خوشا روی خوش که بنماييد
پسرانم، برادرانم! های در لباس ادب چه زيباييد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمد زیدآبادی به ۵ سال زندان در تبعید محکوم شد

هرانا: یکی از وکلای آقای احمد زید آبادی در تماسی تلفنی، با تایید خبر بالا اظهار داشت: "درحالی که ۱۲مهرماه گذشته برای آقای زید آبادی قرار وثیقه ی ۲۵۰ میلیون تومانی صادر شده بود، اما در حالی که خانواده اش وثیقه را تامین و به دادگاه تودیع کرده بودند، به دستور دادستان از آزادی ایشان ممانعت به عمل آمد و در واقع در تمام این مدت بازداشت زیدآبادی غیر قانونی بوده است."
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، صبح امروز با انتقال زید آبادی به دادگاه، در حالی که حکم ۵ سال حبس با تبعید در گناباد را به وی اعلام کرده اند. مبلغ قرار وثیقه را نیز تشدید کرده و از ۲۵۰ میلیون تومان به ۳۵۰ میلیون تغییر داده اند. با این اقدام دادگاه خانواده ی زیدآبادی ناگزیرند به تلاش برای تامین وثیقه ی جدید تعیین شده بپردازند. وکلای آقای زید آبادی ضمن اعتراض به این حکم امیدوارند که با تامین وثیقه ی جدید، حد اقل به طور موقت آقای زید آبادی از زندان آزاد شود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدار محمد خاتمی با ابطحی پس از آزادی از زندان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجله اشپیگل
مبارزه نسل جدید ایران برای آزادی

«ماموران مؤدبی که دروغ میگویند»
مادر فریبا پژوه تعریف میکند که مردان «مؤدب بودهاند» و یک ساعت تمام کمدها، کشوها و کامپیوتر را بازرسی کردهاند. مردان فریبا را با خود میبرند، قول میدهند که او را پس از یک ساعت بازگردانند؛ دروغ میگویند.
"اشپیگل" فریبا پژوه را زنی ظریف با چهرهای دخترانه و زیبا توصیف میکند که از آن آخرین شب مرداد ماه تا امروز در بند ۲۰۹ زندان بدنام اوین به سر میبرد؛ یکی از بیش از صد روزنامهنگار و وبلاگنویسی که رژیم ایران در پی اعتراضاتی که به اعلام نتایج انتخابات به نفع محمود احمدینژاد شد، دستگیر کرد.
"اشپیگل" مینویسد که فریبا پژوه در زندان از افسردگی و نامنظم بودن ضربان قلبش که ناشی از فشار عصبی است، رنج میبرد. خانواده او در نخستین ماه اجازه دیدار با او را نیافتند، سپس به آنها اجازه داده شد هر هفته یک بار فرزندشان را ببینند که آنهم گاه رعایت نمیشد. وکیل او هرگز با او صحبت نکرده و تازه پس از دو ماه فهمیده که اتهام موکلش در ابتدا جاسوسی و سپس "تبلیغ علیه نظام" بوده است.
«فریبا پژوه متعلق به نسلی از ایرانیان است که از همان دوره جوانی برای دست یافتن به آزادی میرزمند.» او را نخستین بار هنگامی که ۱۸ سال داشت، دستگیر کردند؛ روزنامهنگار شد و برای روزنامههای اصلاحطلب درباره موضوعهای اجتماعی نوشت. او را در سال ۲۰۰۸ برای بار دوم دستگیر کردند؛ وقتی که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میخواست به آن کشور سفر کند: «هنگامی که امسال اعتراضات علیه رژیم کشور را به لرزه درآورد، شبانهروز به عنوان مترجم برای خبرنگاری کلمبیایی کار میکرد و این امری بود که باعث مظنونتر شدن بیشتر مقامات به او میشد. به دوستانش گفته بود که میداند در خطر است، اما آرزوی آیندهای بهتر را برای ایران دارد.» فریبا پژوه در وبلاگ خود نوشته بود که قلم دشمن جهالت است و او به قلم خود قسم خورده است.
"اشپیگل" در مورد وضعیت حبس این روزنامهنگار جوان ایرانی گزارش میدهد؛ اینکه ماه اول را در "قبر" گذرانده، مفهومی که به اتاقکهای زیرزمینی در اوین اطلاق میشود. در زندان انفرادی بوده، جایی که جسم و روح با هم فرسوده میشود؛ زندانیان چند بار در روز برای بازجویی احضار میشوند، کتک میخورند و بدنشان را بازرسی میکنند. آنان پس از مدتی میتوانند با وجود چشمبندی که بستهاند، بازجوهای خود را از هم تشخیص دهند: از روی کفش آنها یا میزان خشونتی که به کار میگیرند. بازجوها کتک میزنند، تهدید میکنند، فحش میدهند، بعد سعی در فریب دادن میکنند که اگر اعتراف کنی، به زودی آزاد میشوی. فریبا پژوه را پس از یک ماه در اوین به طبقه بالاتر منتقل میکنند. جایی که یک همسلولی دارد، هنگامه شهیدی، که او هم خبرنگار است. این دو دست به اعتصاب غذا میزنند. پس از پنج روز هر دو را به بیمارستان انتقال میدهند. هنگامه شهیدی آزاد میشود، فریبا پژوه به سلولی جدید منتقل میگردد. به گزارش "اشپیگل"، فریبا پژوه هماکنون در اتاقکی به مساحت۱۰ متر مربع به سر میبرد، با سوراخی کوچک که از آن نور به درون میتابد. سلول شبها سرد است. او باید روزانه ۸ قرص بخورد: سه قرص برای قلبش، سه قرص ضدافسردگی و ۲ قرص خواب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامگذاری یك خیابان در یمن به نام
«ندا آقاسلطان»

جوان فردا / يکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸: یمنی ها نام يكى از خيابانهاى صنعا پایتخت یمن را به نام "ندا" نامگذارى كردند. روزنامه الوطن در این باره نوشت: مقامات به صدها شهروند که قصد داشتند در مقابل سفارت ایران در صنعا تظاهرات کنند اجازه گردهمايی ندادند.
تظاهرکنندگان خشمگين يمنى در اعتراض به دخالتهاى ایران، نام "ندا آقاسلطان" را که در حوادث اخیر ایران کشته شد، روى خيابانى در صنعا گذاشتند. يک مقام شوراى محلى شهر صنعا در واکنش به تغيير نام اين خيابان گفت، مردم اين شهر از چند روز پيش در مورد تغيير نام اين خيابان فشار زيادى به مقامات اين شورا آورده بودند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جلوگیری از مراسم سالگرد قتل فروهرها
ناحق و بسیار تلخ
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انبوهی از نیروهای سرکوبگر در خیابان هدایت مستقر شده اند و تعدادی از آنها در حال گشت زدن می باشند. و لی تعداد زیادی از مردم در خیابان هدایت حضور دارند و برای مراسم گرامیداشت آماده می شوند. از ساعت ۱۵ زمانی که از قبل اعلام شده بود مراسم گرامیداشت زنده یادان داریوش و پروانه فروهر برگذارخواهد شد. کوچه ورود به منزل زنده یاد فروهرها را بسته اند و به مردم اجازه نمی دهند برای گرامیداشت به آنجا بروند. در حال حاضر تعداد زیادی از مردم در خیابان هدایت حضور دارند و در حال آماده شدن برای برگذاری مراسم گرامیداشت می باشند و هر لحظه بر تعداد آنها در خیابان هدایت افزوده می شود. تعداد زیادی از لباس شخصیها (اعضای سپاه پاسداران)، بسیج و همچنین افرادی که ملبس به لباس مشکی (فدائیان ولایت) که در سرکوب خونین قیام مردم شرکت داشتند در خیابان هدایت در حال گشت زدن هستند. آنها تعدادی خودرو که مخصوص دستگیری است را در آنجا مستقر کرده اند. اقدامات امنیتی حتی به خیابانهای اطراف گسترش یافته است.
پرستو فروهر به تلویزیون فارسی بی بی سی گفت: «امروز از حدود ظهر، دو سر کوچه ما را نردهکشی کردند. حضور گسترده نیروی انتظامی تا شعاع حدود دو کیلومتری در اطراف این خانه بسیار سنگین است. به کسی اجازه نمیدهند که بیاید و حتی در آن خیابانها بایستد.»
خانم فروهر از اینکه از مراسم بزرگداشت پدر و مادرش جلوگیری شده، ابراز تاسف کرد و به دویچه وله گفت: «برای من فوقالعاده تلخ است که حتی دو ساعت در سال به ما مهلت بزرگداشت برای داریوش و پروانه فروهر داده نمیشود که تمامی عمرشان را برای آزادی و آبادی این سرزمین فدا کردند و فجیع کشته شدند. بسیارند شهروندان این شهر که فقط برای ادای احترام و نشان دادن اعتراضشان به این خشونت سیاسی میخواهند بیایند و با چنین برخوردی روبرو میشوند. من واقعا متاسفم و دلم میگیرد در این خانهای که میتوانست الان جای آدمهایی باشد که یاد آن دو عزیز را میخواهند گرامی بدارند. برایم دردناک است که در چنین روزی این خانه اینطور خالی باقی بماند.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابطحی آزاد شد

امروز: محمدعلي ابطحي دقايقي پيش از زندان اوين آزاد شد.
حسين سيمايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا با بيان اين مطلب اظهار كرد: موكلم پس از تامين وثيقه هفتصد ميليون توماني از زندان اوين آزاد شد.
وي با بيان اينكه پرونده موكلش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مفتوح است، اظهار كرد: هم من و هم آقاي ابطحي به حكم صادره اعتراض كردهايم تا پرونده مجدد در دادگاه تجديد نظر مطرح شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای کشته کرا کشتی...
سعید مرتضوی کجاست؟

هشدار نسبت به تکرار مجدد ماجرای سعید امامی
نوروز: یک نام بر پیشانی فجایعی که طی یک دهه گذشته در ایران رخ داده است، به چشم میخورد. این نام البته از آن دو نفر است: معاون وزیر اطلاعات در دوره فلاحیان و دیگری دادستان تهران؛ سعید امامی و سعید مرتضوی! شباهت این دو، تنها در نام آنها نیست، در جنایاتی که در حق ملت و کشور ایران مرتکب شده اند نیز هست.
برای شمارش فجایع این دو باید تاریخ دو دهه اخیر را به دقت خواند و مو به مو از جنایاتشان نام برد که در این فضا نمی گنجد و از حوصله این بحث خارج است، اما شاید تنها چند نمونه از فجایعی که این دو سعید آفریدند که ذهن ها به خوبی آنها را به خاطر دارد برای مثال کافی باشد، یکی بمبگذاری در حرم امام رضا (ع) در روز عاشورای حسینی در ۳۰ خرداد ۱۳۷۳، سازماندهی ترورهای خارج از کشور در دوره وزارت فلاحیان در اطلاعات یا فاجعه قتل های زنجیره ای که این روزها مصادف است با سالگرد سلاخی وحشیانه مرحوم فروهرها و همینطور قتل زهرا کاظمی و فاجعه کهریزک نام این دو سعید را برای همیشه در ذهن ملت ایران حک کرده است.
هرچه سعید امامی به واسطه شغلی که داشت، نامش در جنایاتی که خلق میکرد، مخفی می ماند، اما ولع قدرت و شهرت سبب شده بود تا با سعید مرتضوی - از همان سالها که همنام او در خفا به نام "حفظ امنیت ایران" علیه شهروندان و ایرانیان جنایت می کرد- همه آشنا شوند و نام او را به خاطر بسپارند. این دو سعید اما شباهت دیگری نیز احتمالا خواهند داشت که بسیاری را نگران کرده است: عاقبت کار آنها!
از روز سیزدهم مهرماه تا امروز هیچ خبری از دادستان معزول تهران نیست! او در هیچ محفل رسمی حضور پیدا نکرده و هیچ خبر و اظهارنظر رسمی و غیررسمی از او منتشر نشده است. در روزهای اخیر غیبت مرتضوی و بیخبری از او نگرانی ها از همسانی سرنوشت او با همنام خود سعید امامی را در ذهن متبادر می کند. این ترس در مورد سعید مرتضوی نیز قوت گرفته که مبادا در یکی از این روزها، در حالی که افکار عمومی پس از افشای خبر مرگ پزشک وظیفه کهریزک بار دیگر نسبت به این موضوع ملتهب شده و در انتظار معرفی و محاکمه متهمان جنایات کهریزک است، پس از مدتها بیخبری از معاون دادستان کل کشور، ناگهان خبر خودکشی او در رسانه ها منتشر شود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسي نامداران ما را بکشت
چو ياران نماندند بنمود پشت «فردوسي»
پرویز داورپناه
تکرار قتل های زنجیره ای جدی است
اول آذرماه، یازده سال از قتل فجیع داريوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ايران و دو نويسنده فرهيخته محمد مختاري و محمد جعفر پوينده در ایران مي گذرد. درسالهای گذشته دهها نفر از مخالفان حکومت ایران در کشورهای غربی به قتل رسیدند. قتل دکتر شاپور بختیار و نزدیک ترین یار او دکتر عبدالرحمن برومند در پاریس، قتل های پی درپی دکتر عبدالرحمن قاسملو در وین، دکتر کاظم رجوی درسوئیس، فریدون فرخزاد در بن (آلمان) و نیز کشتار دستهجمعی چهارتن از مسئولان حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس برلین و ... نمونههایی از این جنایات بودند.
ادامه مطلب